شد « 1 » و دانستم كه مقصود ايشان چيست و بتوفيق سبحانه « 2 » به خدمت ايشان پيوستم ، از بعضى اكابر منقولست كه مىگفتهاند روزى پيش خدمت مولانا نظام الدين نشسته بودم كنيزكى مليحه كه مملوك ايشان « 3 » بود از پيش ما به مهمى گذشت و در خاطر افتاد كه آيا خدمت مولانا « 4 » درين كنيزك بملك يمين هيچ تصرفى مىكنند يا نى ؟ فى الحال ايشان فرمودند كه دل خود را به اين نوع چيزها ملوث نمىبايد ساخت ، اهل حق در مىيابند كه بخاطر هركس چه مىگذرد ، حق سبحانه هزار بار از اهل حق بهتر مىداند و اللّه كه چهل سال است كه مرا احتلام نيفتاده است ، بسبب آنكه روزى جماعتى از روحانيان به من فرود آمدند و گفتند كه ترا رعايت خود مىبايد كرد كه احتلام نيفتد ، زيرا كه ترا از آن ممر تراجع مىشود از اين جهت چهل سال است كه رعايت « 5 » اين معنى كردهام و هفده سال است كه مرا به غسل احتياج نيفتاده با وجود آنكه متأهل بودند .
ذكر شمهء از لطافت « 6 » و صفاى باطن خدمت مولانا
: رحمه الله « 7 » تعالى ، حضرت ايشان مىفرمودند كه خدمت مولانا « 8 » نظام الدين را عليهالرحمه لطافت به حد كمال بود و از اوصاف و احوال « 9 » و اخلاق مردم بسيار زود متأثر مىشدند و دعوى بىرنگى مىكردند و الحق همچنان بود ، هيچچيز را از آن خود نمىدانستند هرچه از اوصاف و احوال ظاهر « 10 » مىشد ، مىگفتند اين نسبت فلان است و آن صفت فلان .
و هم حضرت ايشان مىفرمودند كه روزى خدمت مولانا مىگفتند « 11 » يكى « 12 » از طريقهء خانوادهء خواجگان قدس اللّه ارواحهم « 13 » ، كه مقرر داشتهاند آنست كه هركه « 14 »
هامش
( 1 ) - بر : مرتفع گشت
( 2 ) - مى : سبحانه و تعالى
( 3 ) - مى : چپ : مملوكه
( 4 ) - مج : آيا حضرت مولانا
( 5 ) - چپ : رعايت ازين
( 6 ) - بر : از لطائف و
( 7 ) - چپ ، مج : عليه الرحمه و الرضوان
( 8 ) - مج : ( مولانا ) ندارد
( 9 ) - مج : از ( و اخلاق مردم بسيار زود متأثر مىشدند ) تا ( هرچه از اوصاف و احوال ) افتاده است
( 10 ) - مى ، مج : ظاهر شدى ، چپ : واقع شدى
( 11 ) - مى ، مىگفت
( 12 ) - بر : مىگفتند اين يكى از
( 13 ) - مج : قدس اللّه تعالى ارواحهم
( 14 ) - چپ : كه هركس كه مىآيد پيش ايشان .