فقير را عروجى تجريدى « 1 » كرامت كردند و آن عروج در ذرات حق بود ، سبحانه و تعالى و در آن تجريد و معراج « 2 » فرق ميان ذات حق و ذات اين فقير آن بود كه ذات حق را نهايت نبود و ذات اين فقير متناهى بود ،
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ، *
ازين مقام خبر داده است ، آن بزرگ در مشاهده خود كه گفته است ليس بينى و بينه فرق الا انى « 3 » تقدمت بالعبودية و شيخ الاسلام « 4 » عبد الله انصارى را قدس اللّه تعالى روحه ديده شد كه در منام ، فرمودند ميان ما و تو پدر فرزندى باشد چنان كه در ميان مائى و تويى نباشد و خدمت درويش احمد در آخر اين سخنان اين ابيات نوشته بودند كه « 5 »
عشقم كه در دو كون مكانم پديد نيست * عنقاى مغربم كه نشانم پديد نيست
ز ابرو « 6 » و غمزه هر دو جهان صيد كردهام * منگر بدان كه تير و كمانم پديد نيست
چون آفتاب در رخ هر ذره ظاهرم * از غايت ظهور عيانم پديد نيست
گويم بهر زبان و بهر گوش بشنوم * وين طرفهتر كه گوش و زبانم پديد نيست
سيد شريف جرجانى
: رحمة الله تعالى ، از جمله « 7 » منظوران و مقبولان حضرت خواجه علاء الدين عطار بودهاند قدس اللّه تعالى سره ، حضرت مخدوم « 8 » در نفحات الانس آوردهاند كه اين فقير از بعضى عزيزان « 9 » شنيده « 10 » است كه قدوة العلماء المحققين و اسوة الكبراء المدققين ، صاحب التصانيف الفائقة و التحقيقات الرائقة ، السيد الشريف الجرجانى رحمه اللّه « 11 » تعالى كه توفيق انخراط در سلك اصحاب حضرت خواجه علاء الدين عطار قدس اللّه تعالى « 12 » روحه يافته بوده است و نياز و اخلاص تمام به خادمان و ملازمان ايشان داشته بارها مىگفته كه تا من بصحبت شيخ زين الدين على
هامش
( 1 ) - مج : و تجريد
( 2 ) - بر : و معارج
( 3 ) - چپ : الا ان تقدمت
( 4 ) - چپ :
خواجه عبد اللّه
( 5 ) - مى : كه نظم ، چپ : كه اشعار
( 6 ) - بر ، از تير و غمزه
( 7 ) - بر :
مقبولان و منظوران
( 8 ) - مى : حضرت مخدومى قدس اللّه سره ، مج ، چپ : حضرت مخدوم قدس سره
( 9 ) - چپ : بعضى اعزه
( 10 ) - بر : شنوده است
( 11 ) - مى : رحمة الله تعالى روحه ، چپ : رحمه الله
( 12 ) - مج : قدس اللّه سره چپ : قدس سره .