حظ نفس باشد ، من از قسم اول نيستم چه بقايا و آثار نفس من « 1 » بسيار است و معترفم كه خواستهاى طبيعى من به تمام رفع نشده است و از قسم دوم نيز نيستم زيرا كه ملاحظه امور اخروى و غم تهيه اسباب آن عالم مرا بسيار است ، پس چند روز وعظ گفتم و چند روز ديگر هم وعظ نخواهم « 2 » گفت .
رشحه به خط مبارك درويش احمد
رشحه : به خط مبارك درويش احمد عليهالرحمه ديده شد « 3 » كه در مجموعه نوشته بودند ، كنت فى القدس متوجها الى حضرت القدوس « 4 » سمعت منه جل ظهر يقول « 5 » حنث لى قلت « 6 » كيف اتحنث « 7 » يا رب قال جل و علا بخلو سرك عن غيرى و التوجه بالكلية الى و سمعت فى درويشآباد فى اليقظة قائلا « 8 » روحانيا بكلام روحانى يقول اين خود كه گوئى من ذات شريفم نيست ازين عبارت آن فهم كرده شد كه يعنى آنچه « 9 » بعضى مىگويند كه وجود مقيد عين وجود مطلق است يعنى وجود مخلوق عين وجود خالق است چنين نيست ، تعالى اللّه عن ذلك علوا كبيرا « 10 » الحمد للّه كه بمشاهده معلوم شد كه وجود خالق منزه است از آنكه عين وجود موجودات باشد و در همين روز بعد از حلقه ذكر مشاهده كرده شد كه يك نور است منبسط در مجموع « 11 » كائنات و مجموع كائنات همچون ذرهاى است در پرتو اين نور علمى « 12 » اين واقعه آنست كه همچنانكه ذره از نور شمس وجود نمود « 13 » يافته است و بار ظهور گرفته بعينه « 14 » نسبت موجودات همچنين است بشمس حقيقى از اين روى كه بنور شمس « 15 » حقيقى ظاهر گشتهاند و به او قائمند و اين
هامش
( 1 ) - مى ( من ) ندارد
( 2 ) - مى ، چپ : و چند روز ديگر نمىگويم
( 3 ) - مى ؛ چپ :
ديده شده است
( 4 ) - بر : حضرت القدس
( 5 ) - مج : طهره ، مى : جل ظهر ، چپ : جل ظهره
( 6 ) - مج : ، حث
( 7 ) - مى : كيف اتحنث مج ، كيف أ تحث
( 8 ) - چپ : قائله
( 9 ) - مى ، مج : چنانچه
( 10 ) - مج : علوا كثيرا در حاشيه نسخه ( مى ) در معنى و ترجمه دو لغت ، قدس و تحنث از قول مؤلف چنين نوشته :
1 - القدس يعنى قدس خليل الرحمن صلوات الرحمن عليه ، منه رحمه اللّه
2 - التحنث : عبادت كردن و از گناه حذر كردن تاج منه رحمه اللّه
( 11 ) - مج ؛ چپ : ( در مجموع كائنات ) ندارد
( 12 ) - چپ : نور علم
( 13 ) - چپ : وجود و نمود ، مج : وجود و نمو
( 14 ) - مى : بقيه
( 15 ) - مج : ( شمس ) ندارد .