تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
الا اللّه بكند بدين طريقه كه لا موجود الا اللّه تصور كند و آن وسوسه كه مشوش او باشد از هر نوع « 1 » كه باشد چون موجودى است از موجودات ذهنى ، بتحقيق « 2 » آن را به حق سبحانه قايم بيند بلكه عين حق داند ، زيرا كه باطل نيز بعضى از ظهورات حق است و شك نيست كه به اين تامل ذوقى شود و « 3 » نسبت عزيزان قوت گيرد و آن زمان آن فكر را نيز نفى كند و به حقيقت بيخودى متوجه شود و از پى آن برود و اگر به‌آنكه ذكر لا إله الا اللّه در دل بگويد حضورى « 4 » نيابد بجهر چند نوبت بگويد و اللّه را مد بدهد و بدل فروبرد « 5 » و آن مقدار مشغول شود كه بسيار ملول نشود و چون بيند كه ملول خواهد شد ، ترك كند و بداند كه مادام كه غيبت و بيخودى و نسبت عزيزان در ترقى باشد ، فكر در حقايق اشياء و توجه بجزئيات عين كفر است « 6 » ، باخودى كفر و بيخودى دين است ، بلكه فكر در اسماء « 7 » و صفات حق سبحانه هم « 8 » نبايد كردن درين دم ، و اگر نيز برسد آن را نفى بايد « 9 » كردن به اين طريق‌ها كه گفته شد ، اگر كسى گويد كه در اين صورت نفى حق لازم آيد ، جواب گوئيم كه حق را براى حق نفى مىتوان كردن چنانچه حضرت خواجه بزرگ قدس اللّه « 10 » تعالى فرموده‌اند « 11 » پس اگر فكر حق صرف باشد هرچند نفى كنى بايد كه زيادت شود ، زيرا كه حق بنفى كسى منفى « 12 » نشود و الا زائل گردد و نيز مطلب روحانيت اين طايفه عليه توجه به نيستى است كه - سرحد وادى حيرتست و مقام تجلى انوار ذاتست و در آن مقام وجود نمىماند و فكر در اسماء و صفات شك نيست كه ازين مرتبه فروتر است و بايد كه در بازار و گفتگوى و اكل و شرب و همه حالات آن حقيقت جامعه خود را نصب العين خود سازد و او را
هامش
( 1 ) - چپ : از هر نوعى ( 2 ) - مج : به حقيقت آن را ( 3 ) - مى : و اين نسبت ( 4 ) - مى ، چپ : حضور نيابد ( 5 ) - بر : مد بدهد فروبرد ( 6 ) - مى ، مج : كفر است ، ع ، چپ : كفر است ، مصراع ( 7 ) - بر : اسماء صفات ( 8 ) - مى : ( هم ) ندارد ( 9 ) - بر : نفى كردن ( 10 ) - مج : چپ : قدس سره ( 11 ) - چپ : مىفرموده‌اند ( 12 ) - مى : منفى نمىشود .