تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
وى حلول كرده ، بلكه به‌منزلهء صورت است در مرآت ، پس اين تضرع به حقيقت نزد حق سبحانه باشد .

شيخ عمر ماتريدى

: رحمة اللّه « 1 » تعالى از اصحاب حضرت خواجه علاء الدين « 2 » است قدس اللّه سره و در خدمت ايشان قبول تمام داشته ، حضرت ايشان وى را ديده بوده‌اند « 3 » و از وى نقل مىفرمودند كه شيخ عمر مىگفت مشايخ عراق را نزد مشايخ خراسان فرستاده‌اند كه ما را احوال و مواجيد است و از ، آن معانى « 4 » تعبير به اين الفاظ كرده‌ايم ، شما در اين باب « 5 » چه سخن داريد و لفظى چند كه مصطلح اهل مجاهده و مكاشفه « 6 » است نوشته فرستاده‌اند ، مشايخ خراسان اين صورت را بر مشايخ ماوراءالنّهر عرض كرده‌اند و ايشان از مشايخ ترك پرسيده‌اند ، مشايخ ترك فرموده‌اند ما اين‌ها نمىدانيم ، جواب ما اينست كه : « 7 » بارچه يخشى بيزيمان ، بارچه بوغداى بيزسمان « 8 » همه خوبند ، ما بديم ، همه گندمند ما كاهيم ، يعنى اصل كار در اين طريق نقصان خود و نفى وجود است .

مولانا احمد مسكه

: رحمة الله « 9 » تعالى ، از جمله اصحاب حضرت خواجه - علاء الدين است قدس الله « 10 » تعالى سره و از ملازمان و خادمان آستانه ايشان : و حضرت ايشان فرموده‌اند كه روزى مولانا احمد مسكه در مبادى احوال خود از حضرت خواجه اجازت خواسته كه به بدخشان رود ، بديدن « 11 » خويشان خود و بعد از مراجعت از بدخشان در راه به جائى رسيده است كه طايفه از دختران صحرانشينان به آب درآمده بوده‌اند ، مولانا احمد را دغدغهء ديدن ايشان شده است و آن دغدغه به روى
هامش
( 1 ) - چپ : مى ، رحمه الله عليه ( 2 ) - چپ : خواجه علاء الدين عطار است قدس سره ، مج : خواجه علاء الدين است قدس سره ( 3 ) - مى : ديده بودند ( 4 ) - مى : و از آن معنى ( 5 ) - بر : چه مىگوييد و چه سخن داريد ( 6 ) - بر : و مكاشف است نوشته ( 7 ) - مى : كه بارجه يخشى بريمان بارجه بغداى بزسمان مج : كه بارجه يخشى بيزيمان ، بارجه بغدى بيزيمان چپ : كه پارچه يخشى پيزيمان و پارچه بغدادى پزتمان ( 8 ) - چپ : يعنى ، همه خوبند ( 9 ) - چپ : رحمه الله ( 10 ) - مج ، چپ : قدس سره . ( 11 ) - مج : ( رود بديدن خويشان ) ندارد
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 172 | على بن حسين واعظ كاشفى