شيخ عبد الرزاق
: رحمه الله « 1 » تعالى از اجلهء اصحاب خواجه حسن و از خلفاى ايشان است ، طريق « 2 » وى ورزش نسبت رابطه بوده است روزى به ملازمت حضرت سيد قاسم تبريزى قدس سره « 3 » آمده بوده است حضرت سيد وى را گفتهاند همان « 4 » نسبت و طريقه شما خوب است و وى را بر ورزش « 5 » طريقه رابطه استحسان كردهاند .
حضرت ايشان روزى در مجلسى كه مردم بسيار بودند ، فرمودند در مبادى حال « 6 » ما را در صحبت بعضى اكابر ، با يكى از مشايخ اتفاق ملاقات افتاد و فرمودند كه نام وى نمىبريم و در آن مجلس بنا بر ملاحظه نام وى ظاهر « 7 » نكردند اما از خارج معلوم شد كه آن شيخ عبد الرزاق بوده است . وى « 8 » خواست كه نسبت به من تصرفى ظاهر كند و دستبردى نمايد ، صحبت بس عالى بود خيلى مردم عزيز حاضر بودند ، من خود را بر نسبت خود گماشتم و نسبت خود را محكم نگاه داشتم ، وى اين معنى را دريافت و در مقام تصرف بيشتر شد و هر دو چشم خود را بر من دوخت و به همگى « 9 » خود به من متوجه گشت و خواست كه بارى بر من افكند ، من پيشدستى كردم و برين كتف من ، و دست مبارك بر كتف يسار « 10 » نهادند ، بارى بود بوى حواله كردم و چون مرا دفع تصرف او بخاطر « 11 » بود ، پيش بردم توجه وى هيچ اثر نكرد و بار به روى افتاد چنان متأثر شد كه عرق بر جبين وى نشست ، خجل و منفعل شد ، من نيز شرمنده شدم كه پير و عزيز بود ، آخر خود را بوى بازگذاشتم تا هر تصرف كه خواهد پيش برد وى به اين معنى حاضر شد باز بمقام تصرف درآمد با وجود اين هم « 12 » كارى نتوانست كرد ،
هامش
( 1 ) - چپ : رحمه الله تعالى عليه
( 2 ) - بر : طريقه وى
( 3 ) - مى : قدس الله تعالى سره بوده است ، مج : قدس سره آمده است
( 4 ) - چپ : همانا ، مى : ( وى را گفتهاند همان نسبت و طريقه شما خوب است و ) ندارد
( 5 ) - مى : به ورزش طريق
( 6 ) - مى ، مج : در مبادى احوال
( 7 ) - مى ، چپ : نام وى اظهار نكردند ، مج : نام اظهار نكردند
( 8 ) - مى :
( وى خواست ) ندارد
( 9 ) - بر : و به همگى خود متوجه به من گشت
( 10 ) - چپ : كتف چپ
( 11 ) - بر : در خاطر بود
( 12 ) - مى - مج : با وجود اين همه .