خواجه بهاء الدين فرزند بزرگوار بوده است ، خواجه يوسف عطار عليهالرحمه كه ميان ايشان و شيخ بهاء الدين عمر قدس اللّه تعالى « 1 » سره مراسلات و مفاوضات واقع بوده است .
حضرت ايشان فرمودهاند كه روزى در مجلس شيخ بهاء الدين عمر قدس اللّه « 2 » تعالى سره مذكور مىشد كه بعضى اكابر طريقت قدس الله « 3 » تعالى ارواحهم در وقت ذكر بحبس نفس مىفرمودند و آن را شرط ذكر مىداشتهاند ، خدمت شيخ فرمودند « 4 » كه حبس نفس طريق هنود جوكيه است ، آنچه شرط اين طريقست حصر نفس است نه حبس ، اين سخن به خدمت خواجه يوسف عليهالرحمه رسيده است كه شيخ بهاء الدين عمر آن طريق را نفى كردهاند ، به حضرت شيخ « 5 » نوشتهاند كه چنين استماع افتاد كه خدمت شما طريقه حبس نفس را نفى كردهاند و فرمودهايد كه هيچكس از مشايخ طريقت قدس اللّه « 6 » تعالى ارواحهم به اين نفرمودهاند حال آنكه مقرر و محقق « 7 » شده است كه حضرت خواجه بزرگ خواجه « 8 » بهاء الدين و خلفاء ايشان قدس اللّه « 9 » ارواحهم در طريقه ذكر بحبس نفس مىفرمودهاند ، شما چگونه است كه نفى آن كردهايد « 10 » ؟ حضرت شيخ بهاء الدين عمر قدس اللّه « 11 » تعالى سره در جواب خدمت خواجه يوسف عليهالرحمه چنين فرموده - اند كه مقصود ما از اين سخن نفى طور ايشان نبود و در جواب اجمالى و ابهامى كردند « 12 » .
هامش
( 1 ) - ح : و ايشان را فرزند بزرگوارى بوده است
( 2 ) - مى : قدس الله سره ، چپ :
قدس سره
( 3 ) - چپ : قدس الله ارواحهم ، مج : بعضى اكابر قدس سره
( 4 ) - مج :
فرمودهاند
( 5 ) - مى : به حضرت نوشتهاند
( 6 ) - مج : قدس سره ، چپ : قدس الله ارواحهم
( 7 ) - مى : و متحقق
( 8 ) - بر : كه حضرت خواجه بزرگ قدس الله تعالى و خلفاء ايشان
( 9 ) - مى : قدس الله تعالى اسرارهم ، چپ : قدس الله ارواحهم ، مج : قدس سره
( 10 ) - مى ، آن فرمودهايد
( 11 ) - مى : قدس الله تعالى روحه ، چپ : حضرت بهاء الدين عمر قدس سره مج : ( حضرت شيخ بهاء الدين عمر قدس الله تعالى سره در جواب خدمت ) ندارد
( 12 ) - مى :
اجمالى و اهمالى كردند ،