يافته ، خواجه علاء الدين هيچ « 1 » چيز از ميراث پدر قبول نكرده بودند « 2 » و بتجريد تمام در يكى از مدارس بخارا به تحصيل علوم اشتغال « 3 » نموده و حضرت « * » خواجه بزرگ را صلبيه « 4 » صغيره است ، بوالده وى گفتهاند كه چون به حد بلوغ رسد همان زمان مرا « 5 » آگاه گردان چون « 6 » وقت رسيده است ، حضرت خواجه از قصر عارفان به شهر آمدهاند و يكسر به حجره خواجه علاء الدين كه در مدرسه داشته رفتهاند ، در آن حجره كهنه بوريائى ديدهاند كه حضرت « 7 » خواجه گاهى پهلو بر آن مىنهادهاند « 8 » و دو خشت پخته كه بالين مىساختهاند « 9 » و ابريق شكسته كه به آن طهارت مىكردهاند چون « 10 » خواجه علاء الدين ايشان را ديدهاند در قدم « 11 » ايشان « 12 » سر نهادهاند و نيازمندى بسيار كرده ، حضرت خواجه فرمودهاند « 13 » كه مرا صلبيه است . كه امشب به حد بلوغ رسيده و من مامورم آنكه وى را بحباله عقد تو درآرم . خواجه علاء الدين تواضع « 14 » نموده گفتهاند كه اين سعادتى است عظمى كه روى به من آورده ، ليكن مرا « 15 » اسباب دنيوى هيچچيز نيست كه صرف « 16 » كنم و حال اينست كه مشاهده مىفرمائيد ، حضرت خواجه فرمودهاند
هامش
( 1 ) - مج : هيچچيز
( 2 ) - مج : نكرده بودهاند و تجريد تمام در ، مى : نكرده بودهاند بر تجريد تمام
( 3 ) - مج : انتقال نموده ، مى ، اشتغال مىنمودهاند
( 4 ) - مج : صغيره صليبه
( 5 ) - مج : ما را
( 6 ) - مى ، مج : چون آن وقت
( 7 ) - مج : ( حضرت ) ندارد
( 8 ) - مى :
مىنهاده و
( 9 ) - مى : مىساخته و
( 10 ) - مج : ( چون ) ندارد
( 11 ) - مج : قدمهاى
( 12 ) - بر : ايشان افتاده ، سر نهادهاند
( 13 ) - مى : فرموده كه
( 14 ) - بر : تواضع كردهاند و فرمودهاند كه
( 15 ) - مى : مرا از اسباب .
( 16 ) - كه تصرف
( * ) - توضيح : در نسخه چاپى از سطر 16 صفحه 111 جمله ( و حضرت خواجه بزرگ را صلبيه صغيره بوده است ) تا نيمه سطر اول صفحه 113 اول عبارت : ( تا وقتىكه حضرت خواجه ايشان را طريقه گفتند و به عمل باطنى مشغول ساختند ) از متن نسخه افتاده ولى در حاشيه آن نسخه زير عنوان : ( و در نسخه ديگر من قوله ) عين روايت متن تا سطر چهاردهم از صفحه 112 جمله : ( خدمت خواجه بذوق و نشاط هرچه تمامتر به آن قيام نمودهاند ) چاپ شده و از اينجا معلوم مىشود كه نسخههائى كه در اختيار ناشر بوده با يكديگر اختلاف كلى داشتهاند .