تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
خود را نمىدانسته و « 1 » اين مولانا شمس الدين را به خواجه عماد الملك كه از اقرباى حضرت « 2 » ايشان بوده است و ذكر وى خواهد آمد مودت بسيار بوده ، نام خواجه را نمىدانسته است ايشان را اتا مىگفته ، حضرت ايشان بعد از نقل اين حكايت ميفرموده‌اند كه حفظ خواطر « 3 » اولياء و امتثال او امر و انقياد و « 4 » اشارات ايشان را ايشان بر همه طالبان و صادقان واجب است و تقديم امر ايشان بر جميع مرادات و مقاصد به‌غايت لازم . مولانا « 5 » عبد العزيز بخارى عليه‌الرحمه كه « 6 » از ملازمان و خادمان خواجه بزرگ ، قدس الله تعالى سره « 7 » بوده‌اند ، مىفرموده‌اند كه طالب صحبت حضرت خواجه و اصحاب ايشان بايد كه سه ادب نگاه دارند : اول آنكه هرچند عمل مقبول نزد ايشان از وى « 8 » در وجود آيد بايد كه « 9 » از سر هستى به هزار دو هزار بار نيست‌تر شود ، و از خود « 10 » زيادتى كوشش در خدمت مطالبه نمايد . دوم آنكه هرچند عملى از وى صادر شود كه محل رد ايشان باشد بايد كه « 11 » نااميد نگردد و دل را نيك در قبضه تصرف خود نگاه دارد تا متردد نشود ، و به هيچ طرف ديگر نرود ، سيم « 12 » آنكه هر امرى « 13 » و حكمى كه فرمايند زود و « 14 » گرم بايد كه به آن قيام نمايد تا دريابنده مقصود شود و الا بىبهره ماند .

خواجه علاء الدين عطار

: قدس اللّه تعالى سره ، نام ايشان محمد بن محمد البخارى است ، در اصل از خوارزم بوده‌اند و خواجه محمد را سه پسر بوده است : خواجه شهاب الدين و خواجه مبارك و خواجه علاء الدين ، چون « 15 » خواجه محمد وفات
هامش
( 1 ) - مى : نمىدانست ( 2 ) - بر : حضرت خواجه عبيد الله بوده است ( 3 ) - بر : خواطر انبياء و اولياء ( 4 ) - چپ : و انقياد اشارت ( 5 ) - مى ، چپ : خدمت مولانا ( 6 ) - مج ( كه ) ندارد ( 7 ) - چپ : قدس سره ( 8 ) - بر : ( از وى ) ندارد ( 9 ) - بر : بايد كه سر نيستى هزار دو هزار بار نيست‌تر شود - مى : بايد كه سر هستى به هزار و دو هزار بار نيست‌تر شود ، مج : در وجود آيد كه سر هستى را بنزار و هزار بار نيست‌تر شود ( 10 ) - مج : از خود بايد زيادتى ( 11 ) - مى ، چپ ، بايد كه از آن نااميد نگردد ( 12 ) - بر : سيوم ، چپ : سوم ( 13 ) - مج : هر امرى كه و حكمى كه ، چپ : آنكه مرادى حكمى كه ( 14 ) - چپ : زود گرم بايد ( 15 ) - مج : ( چون ) ندارد .