علاء الدين خيلى بار بر ما سبك ساخته ، لاجرم انوار ولايت و آثار « 1 » آن على الوجه الاتم الاكمل ، از ايشان به ظهور پيوسته است . و به يمن صحبت و حسن تربيت ايشان بسيارى از طالبان از پايگاه بعد و « 2 » نقصان به پيشگاه « 3 » قرب و كمال رسيدند و مرتبه تكميل و اكمال يافتند .
منقولست كه در بخارا در ميان جمعى از علماء در رؤيت حق تعالى « 4 » و عدم رؤيت بحثى افتاده و ايشان را به حضرت خواجه علاء الدين عقيده تمام بود به جمع « 5 » به ملازمت ايشان آمدند « 6 » و مبحث را عرض كردند و گفتند كه حاكم شمائيد ، ميان ما حكم فرمائيد حضرت خواجه منكران رؤيت را كه ميل به مذهب معتزله داشتند ، گفتند شما سه روز متصل پيش ما آييد و در صحبت بر طهارت كامل نشينيد و ساكت باشيد ، تا بعد از آن حكم كنيم ايشان سه روز پيوسته به صحبت حضرت خواجه مىآمدهاند « 7 » و سكوت مىكرده ، آخر روز سيم « 8 » ايشان را كيفيتى شده است كه بىخوديها كردهاند و بسيار در زمين غلطيده و بعد از افاقه برخاستهاند و گوش گرفته و بهغايت « 9 » نيازمندى كرده كه ايمان آورديم بهآنكه رؤيت حق است و بعد « 10 » از ملازمت حضرت « 11 » خواجه علاء الدين را قدس الله تعالى سره لازم گرفتهاند و بر آستانه ايشان ملازم شده گويند در آن مجلس بعضى از « 12 » اصحاب خواجه اين بيت خوانده بودهاند كه :
كورى آنكه گويدت بنده به حق كجا رسد * بر كف هر يكى بنه شمع صفا كه همچنين
به خط مبارك حضرت خواجه محمد پارسا قدس الله « 13 » تعالى سره « 14 » ديده شد كه حضرت
هامش
( 1 ) - بر : و آثار هدايت آن
( 2 ) - مى : بعد از نقصان
( 3 ) - مى : به پيشگاه قريب و
( 4 ) - چپ : ( تعالى ) ندارد - مى : حق سبحانه و تعالى
( 5 ) - مى ، چپ : به جماعت
( 6 ) - بر :
به ملازمت حضرت خواجه آمدند
( 7 ) - بر : مىآمدند و
( 8 ) - بر : روز سيوم ، چپ : روز سوم
( 9 ) - بر : گرفتند و نيازمندى تمام كرده
( 10 ) - بر : اينجا عبارت : ( بعد از افاقت برخاستهاند و گوش گرفته ) سهوا تكرار شده
( 11 ) - بر : ملازمت خواجه علاء الدين را لازم گرفتهاند
( 12 ) - مى ، چپ : بعضى اصحاب حضرت خواجه ، مج : بعضى اصحاب خواجه
( 13 ) - چپ : قدس سره ، مى : قدس الله تعالى روحه سره
( 14 ) - مج ، چپ : ديده شده .