تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
و مهجور و مقهور گشته است و سبب مهجورى و مقهورى وى آن بوده است كه ، روزى حضرت خواجه در يكى از كوچه‌هاى بخارا مىرفته‌اند و مولانا سيف الدين - بالاخانه در ملازمت ايشان بوده است « 1 » ناگاه شيخ محمد حلاج « 2 » از برابر پيدا شده و وى در زمان « 3 » حضرت خواجه شيخى « 4 » معتبر بوده « 5 » است و بسى مريدان داشته و از جمله منكران غالى « 6 » حضرت خواجه بوده است ، چون نزديك رسيده است حضرت خواجه بموجب « 7 » كرم و مروت بجانب وى توجه كرده‌اند ، در حين گذشتن وى پنج شش قدم مشايعت نيز كرده‌اند و مولانا سيف الدين به آن بسنده نكرده « 8 » و خود را به ميان آورده و چند قدم ديگر مشايعت كرده ، حضرت خواجه را از آن بىادبى كه از وى در وجود آمده ، غيرت عظيم شده است و به‌غايت متأثر و متغير شده‌اند ، بعد از آنكه مولانا سيف الدين برگشته و به ايشان رسيده ، فرموده‌اند كه حلاج را مشايعت كردى و به اين « 9 » بىادبى خود را بباد دادى « 10 » و بخارا را خراب كردى و عالمى را ويران ساختى بعد از تغيير و قهر و غضب حضرت خواجه در همان چند روز مولانا سيف الدين بالاخانه وفات كرده و تخماق كه ايلى است از ازبك « 11 » آمده و بخارا را محاصره كرده و مردم بسيار را كشته‌اند و ضايع گشته و ويرانى بسيار به آن ناحيت راه يافته . بعضى « 12 » مخاديم از حضرت ايشان نقل مىكردند « 13 » كه فرموده‌اند كه ، شيخ محمد حلاج را هفت خليفه بوده است اول ايشان شيخ اختيار و آخر ايشان شيخ سعدى پرمسى و شيخ اختيار در مبادى حال « 14 » ، ملازمت حضرت خواجه بزرگ ، قدس الله « 15 » تعالى سره بسيار مىكرده است و ارادت « 16 » و اخلاص تمام داشته است و از عجايب امور
هامش
( 1 ) - مى ، چپ ايشان بوده ، ( 2 ) - مج : شيخ محمد صلاح ( 3 ) - در ملازمت ( 4 ) - بر : شيخ معتبر ( 5 ) - مى ، چپ : معتبر بوده و ( 6 ) - چپ ( غالى ) ندارد ( 7 ) - بر : بنا بر موجب ( 8 ) - مى : چپ : پسنده ( 9 ) - مج : و با اين ( 10 ) - بر : بباد بردارى ( 11 ) - مج ازبك ( 12 ) - مج : رشحه ، بعض ( 13 ) - بر : نقل مىكرده‌اند كه مىفرمودند كه ( 14 ) - مى ، چپ مبادى احوال ( 15 ) - مى : قدس الله سره ، چپ ، قدس سره ( 16 ) - مى ، چپ : و اخلاص و ارادت تمام داشته و .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 134 | على بن حسين واعظ كاشفى