تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
تا اثر آن را مطالعه نمايم و مرا بر صفت شما اعتماد شود ، حضرت خواجه مراقب نشسته بودند و متوجه خدمت امير شده و از غايت رعايت « 1 » ادب در امتثال امر متوقف گشته خدمت امير « 2 » فرمودند توقف نمىبايد كرد ، حضرت خواجه بنا بر امتثال امر ايشان متوجه باطن امير برهان شدند « 3 » و به تصرف « 4 » باطن وى مشغول گشتند « 5 » فى الحال آثار آن تصرف در باطن و ظاهر امير برهان پيدا گشت و حال بزرگ در وى پديد آمد و اثر سكر حقيقى ظاهر گشت ، امير برهان صاحب سكر و جذبه قوى « 6 » بوده است و طريق وى انزوا و انقطاع از خلق مىبوده است ، و هرگز با كسى « 7 » انس و آرام نمىگرفته و هيچ‌كس را بر اطوار « 8 » وى اطلاع نمىبوده و در قوت باطن به مرتبه‌اى بوده كه احوال باطنى بعضى از اصحاب حضرت خواجه را غارت مىكرده و وى را عريان مىساخته و شيخ نيكروز بخارى كه از « 9 » جمله اصحاب حضرت خواجه است حكايت كرده است كه هر كرتى كه مرا در جائى با امير « 10 » برهان ملاقات مىشد ، احوال باطنى مرا از من مىربود و مرا خالى و پريشان‌خاطر مىساخت ، چون اين معنى بكرات و مرات واقع شد خواستم كه درد دل خود به حضرت خواجه « 11 » عرض كنم به اين نيت پيش ايشان آمدم فرمودند كه از امير برهان به شكايت آمده‌اى ؟ گفتم بلى ، گفتند در آن زمان كه او متوجه تو باشد « 12 » تو متوجه من « 13 » شو ، و بگو كه من نيستم ايشانند ، بعد از اين تعليم چون بامير برهان رسيدم خواست كه به همان طريق به من مشغول شود من متوجه حضرت خواجه گشتم و صورت ايشان را در خيال آوردم و گفتم كه « 14 » من
هامش
( 1 ) - مى : ( رعايت ) ندارد ( 2 ) - مى ، چپ : فرموده‌اند ( 3 ) - مى ، چپ : شده‌اند ( 4 ) - مى ، مج : در باطن ، چپ : و بىتوقف در باطن ( 5 ) - مى : شده ( 6 ) - مى : جذبه عظيم ( 7 ) - چپ : شغل و آرام ( 8 ) - مج : بر احوال وى ، مى : بر احوال و اطوار باطن ايشان ، چپ : بر اطوار و احوال وى ( 9 ) - چپ : كه يكى از ( 10 ) - با امير برهان ( 11 ) - مج : ( خواجه ) ندارد ، در حاشيه بوده محو شده ( 12 ) - مج : متوجه تو شود ، مى : متوجه تو مىشود ، چپ : به تو متوجه شود ( 13 ) - مج : به من شو ( 14 ) - مى . چپ : ( كه ) ندارد