تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
ديوكرانى « 1 » كرده بوده‌اند ، امير حمزه مىفرموده است « 2 » كه خدمت مولانا عارف مرا گفتند « 3 » اگر يارى مىخواهيد « 4 » كه « 5 » بار شما كشد اين به‌غايت دشوار ميسر شود و اگر يارى مىخواهيد كه شما بار او كشيد همه جهان يار شما است و خدمت امير حمزه بعد از وفات حضرت امير كلال قايم‌مقام ايشان بوده و سالها خلق را بطريق « 6 » رشاد ، ارشاد فرموده وفات وى در غره شوال سنه ثمان و ثمانمائه واقع شده و وى را چهار خليفه بوده است كه بعد از وى بر مسند ارشاد بوده‌اند و طالبان را به حق دعوت مىنموده .

مولانا حسام الدين شاشى بخارى

: رحمه الله تعالى « 7 » خليفه اول است از خلفاى امير حمزه و فرزند مولانا حميد الدين شاشى بوده كه از كبار علماى بخارا بوده است در زمان حضرت خواجه بهاء الدين قدس الله تعالى سره و « 8 » به ايشان ارادت و اخلاص تمام داشته ، خدمت مولانا حسام الدين اول « 9 » ارادت به شيخ محمد سويجى داشته كه از مشايخ « 10 » وقت بوده و بعد از آن به خدمت امير حمزه شتافته و تربيت تمام در - صحبت « 11 » و خدمت وى يافته ، حضرت ايشان مىفرمودند « 12 » كه در مبادى حال چون به بخارا رسيدم به مدرسه مبارك شاه رفتم ، خدمت مولانا حسام الدين « 13 » و مولانا حميد - الدين شاشى بعد از آنكه مرا شناختند التفات بسيار نمودند كه به مطالعه مشغول شويد و گفتند شيخ خاوند طهور را نسبت « 14 » به والد عنايت « 15 » و التفات بسيار بود گوئيا مىخواستند كه مكافات آن بجا آرند و در آن مدرسه حجره نيك معين ساختند ،
هامش
( 1 ) - مى : ديك كرانى ، مج : ديكرانى ، چپ : و يك كرانى ( 2 ) - مج : ( فرموده است ) ( 3 ) - مى : عارف گرفته‌اند ( 4 ) - مج : مىخواهى ( 5 ) - مى ، كه شما بار او كشيد ، بسيارند ، اما يارى كه بار شما كشد به‌غايت دشوار ميسر مىشود ( 6 ) - بر : را بطريق ارشاد فرموده ( 7 ) - چپ : رحمة الله عليه ( 8 ) - مى : قدس الله تعالى روحه ، چپ : قدس سره ( 9 ) - مى : اولا ( 10 ) - مج : از كبار مشايخ ( 11 ) - مج : در صحبت وى ، بر : در صحبت امير حمزه ( 12 ) - مى : مىفرموده‌اند ( 13 ) - مى : حسام الدين بن مولانا حميد الدين ( 14 ) - مج ؛ چپ : به نسبت والد ( 15 ) - بر : به والد ما التفات بسيار بود .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 80 | على بن حسين واعظ كاشفى