كه بعد از ايشان به دعوت صادقان و ارشاد طالبان مشغولى « 1 » مىكردهاند .
خواجه صوفى سوخارى
: رحمه الله « 2 » تعالى از خلفاى خواجه محمد بابا بوده است و قبر وى در ده سوخارى است كه از ديههاى بخارا است برد و « 3 » فرسنگى شهر .
خواجه محمد « 4 » سماسى
: رحمه الله فرزند شريف « 5 » خواجه محمد بابا است و از جمله خلفاى ايشان .
مولانا دانشمند على « 6 »
: رحمه الله تعالى از كبار اصحاب خواجه محمد بابا است و از جمله خلفاء مقرر « 7 » ايشان .
سيد امير كلال
: قدس الله « 8 » تعالى سره ، ايشان افضل و اكمل همه خلفاء و اصحاب خواجه محمد بابا بودهاند و شرف سيادت داشتهاند ، مولد و مدفن ايشان ده سوخارى است و به داشگرى اشتغال داشتهاند « 9 » و به زبان بخارا ، كلال ، داشگر را « 10 » گويند . در مقامات ايشان مذكور است كه والده شريفه ايشان فرمودهاند كه تا امير كلال را در پوست داشتم هرگاه لقمه به شبهه اتفاق افتادى مرا درد شكم عظيم « 11 » بگرفتى ، چون اين معنى مكرر شد دانستم كه به سبب وجود اين طفل « 12 » است ، ديگر در لقمه احتياط كردم « 13 » و بوى اميدوار شدم ، چون امير سيد كلال « 14 » بسن شباب رسيدهاند كشتى مىگرفتهاند و گرد ايشان هنگامه و معركه مىشده روزى در آن معركه شخصى را بخاطر گذشته « 15 » كه چه معنى دارد كه سيدزاده شريف « 16 » كشتى گيرد و زورآزمائى كند و طريق اهل بدعت ورزد ، در اين اثناء وى را خواب ربوده و در خواب چنان ديده كه
هامش
( 1 ) - چپ : مشغول مىبودهاند
( 2 ) - مى : عليهالرحمه
( 3 ) - چپ : كه بر دو فرسنگى شهر است
( 4 ) - مى : چپ : خواجه محمود
( 5 ) - در نسخه مج اين دو كلمه محو شده
( 6 ) - مى : مولانا على دانشمند و بر : ( على ) ندارد
( 7 ) - چپ : معزز ايشان
( 8 ) - مى :
رحمه الله تعالى ، چپ : قدس سره
( 9 ) - مى ، چپ : مىداشتهاند
( 10 ) - چپ : داشگر را كلال گويند
( 11 ) - مج : ( عظيم ) ندارد
( 12 ) - چپ : فرزند است
( 13 ) - مى : نمودم
( 14 ) - مى : حضرت سيد
( 15 ) - مى : رسيده كه
( 16 ) - مى : شريفى .