تعالى ارواحهم اشتغال مىنمودهاند ، بر وجهى كه هيچكس را بر حال « 1 » ايشان اطلاع نبوده است ، تا در ظل تربيت خواجه به درجه تكميل و ارشاد رسيدهاند و حضرت خواجه بهاء الدين را قدس الله سره « 2 » نسبت صحبت و تعليم و « 3 » آداب سلوك و طريقت از ايشان است خدمت « 4 » سيد امير « 5 » كلال را چهار فرزند و چهار خليفه بوده است ، همه ارباب كمال و اصحاب وقت و حال ، و تربيت هريك « 6 » از فرزندان را « 7 » حواله به يكى از خلفاى اربعه خود كرده « 8 » بودهاند و ذكر ايشان با بعضى ديگر از اصحاب امير و اصحاب ايشان « 9 » سمت ايراد مىيابد و گويند اصحاب امير ، صد و چهارده تن بودهاند و نام بعضى از ايشان در مقامات امير مذكور است .
امير برهان
: رحمه الله تعالى « 10 » فرزند نخستين حضرت امير سيد كلال بودهاند و بارها امير « 11 » مىفرمودهاند كه اين فرزند برهان من است و امير برهان از جمله « 12 » اصحاب حضرت « 13 » خواجه بهاءالديناند قدس الله تعالى « 14 » سره و خدمت امير تربيت ايشان را حواله به حضرت خواجه كرده بودهاند ، روزى خدمت امير عليهالرحمه حضرت خواجه را قدس الله « 15 » تعالى سره گفتند « 16 » چون استاد شاگرد را تربيت كند هرآينه خواهد كه اثر تربيت خود را در شاگرد مطالعه كند تا وى را اعتماد شود بر آنكه تربيت وى جايگير افتاده است و اگر خللى در كار شاگرد بيند آن را اصلاح نمايد آنگاه فرمودهاند « 17 » كه فرزند من « 18 » امير برهان حاضر است و هيچكس دست تصرف بر وى ننهاده است و تربيت معنوى نكرده ، در نظر من به تربيت وى مشغول شوند ،
هامش
( 1 ) - مى : بر حالات ايشان
( 2 ) - مى ، مج : قدس الله تعالى سره چپ : قدس سره
( 3 ) - چپ : و تعليم ذكر و آداب
( 4 ) - مى : حضرت سيد امير
( 5 ) - بر : خدمت امير سيد
( 6 ) - مى ، چپ : هر يكى
( 7 ) - مى : فرزندان خود را
( 8 ) - مى ، چپ : خود كردهاند
( 9 ) - مى ، چپ : و اصحاب ايشان
( 10 ) - چپ : رحمه الله عليه : مى : عليهالرحمه
( 11 ) - بر : ( امير ) ندارد
( 12 ) - بر : از جمله
( 13 ) - بر : ( حضرت ) ندارد
( 14 ) - مى : ( قدس الله تعالى سره ) ندارد
( 15 ) - چپ : ( قدس الله تعالى سره ندارد )
( 16 ) - مى : گفتهاند كه
( 17 ) - بر : فرمودند
( 18 ) - بر : ( من ) ندارد .