تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
قبول به فرزندى از « 1 » ايشان بوده است و ايشان پيش از ولادت حضرت خواجه بارها « 2 » به كوشك هندوان مىگذشته‌اند ، مىفرموده‌اند كه ازين خاك بوى مردى مىآيد زود باشد كه كوشك هندوان قصر عارفان شود تا وقتىكه « 3 » آنجا رسيده‌اند و فرموده كه آن بوى زيادت شده همانا كه آن مرد متولد شده است و در آن محل از ولادت حضرت خواجه سه روز گذشته بوده ، جد ايشان معامله بر روى سينه ايشان گذاشته‌اند و ايشان را به نظر حضرت خواجه « 4 » محمد بابا آورده خواجه فرموده‌اند كه وى فرزند ما است و ما او را قبول كرده‌ايم پس باصحاب گفته‌اند كه اين ، « 5 » آن مرد است كه ما بوى وى شنيده بوديم ، زود باشد مقتداى روزگار شود و پس روى به سيد « 6 » امير كلال كرده‌اند كه خليفه خواجه بوده‌اند و فرموده كه در حق فرزندم « 7 » بهاء الدين شفقت و تربيت دريغ ندارى و ترا بحل نكنم اگر تقصيرى كنى ، امير بر پاى خاسته‌اند و « 8 » دست بر سينه نهاده كه مرد نباشم اگر تقصير كنم و باقى اين حكايت و تربيت‌هاى امير ، حضرت « 9 » خواجه را در مقامات حضرت خواجه به تفصيل مذكور است . حضرت ايشان مىفرمودند « 10 » كه خدمت « 11 » خواجه محمد بابا را در ده سماسى اندك باغكى مىبوده است « 12 » كه گاهگاه تاك آن را بدست مبارك خود مىبريده‌اند و آن كار دير « 13 » مىكشيده به‌واسطه آنكه بيخ تاك را مىبريده‌اند « 14 » از غلبه حال « 15 » و كيفيتى كه مىداشته‌اند اره از دست مبارك ايشان مىافتاده و از خود غايب مىشده‌اند و آن غيبت و بيخودى مدتى برمىداشته « 16 » ، حضرت خواجه محمد بابا را چهار خليفه بوده است همه فاضل و كامل
هامش
( 1 ) - چپ : ( از ) ندارد ( 2 ) - مى : كه به كوشك ، چپ : كه بر كوشك ( 3 ) - مى ، چپ : ( كه ) ندارد ( 4 ) - مى : مج : ( محمد بابا ) ندارد ( 5 ) - بر : كه اين مرديست كه ( 6 ) - بر : با مىرسيد ( 7 ) - مى ، چپ : فرزند ( 8 ) - مج : و دو دست ( 9 ) - مى : ( حضرت ) ندارد ( 10 ) - مج : فرمودند ( 11 ) - چپ : كه حضرت ( 12 ) - مى : بوذه است ( 13 ) - مى : دير دير چپ : ديرتر ، مج : دير در مىكشيده ( 14 ) - مج : مىزده‌اند - مى : كه مىزده‌اند ( 15 ) - بر : احوال و ( 16 ) - چپ : برداشته .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 74 | على بن حسين واعظ كاشفى