رشحه : لزوم حوصله داشتن
رشحه : فرمودهاند كسى كه جائى مىنشيند و خلق را به خدا مىخواند بايد « 1 » كه چون مرد جانوردار باشد كه حوصله هر مرغى را بداند و طعمه هر مرغى « 2 » درخورد وى بدهد « 3 » مرشد نيز بايد كه تربيت « 4 » صادقان و طالبان به قدر « 5 » تفاوت قابليات و استعدادات ايشان كند .
رشحه در امكان بر سر دار نرفتن منصور
رشحه : فرمودند كه اگر در همه روى زمين يكى از فرزندان خواجه عبد الخالق بودى منصور هرگز بر دار نرفتى ، يعنى اگر يكى از « 6 » فرزندان معنوى « 7 » خواجه « 8 » در حيات بودى حسين منصور را تربيت از آن مقام گذرانيدى .
رشحه : ارزش خدمت به صاحبدلى
رشحه : فرمودهاند كه روندگان راه را رياضت و مجاهده بسيار بايد كشيد تا به مرتبه و مقامى رسند ، اما راه از اين همه « 9 » نزديكتر هست كه زودتر به مقصود مىتوان رسيد و آن آنست « 10 » كه رونده راه در آن كوشد كه خود را بهواسطه خلقى و خدمتى در دل صاحبدلى « 11 » جاى كند چون دل « 12 » اين طايفه مورد نظر حق است « 13 » او را نيز از آن نظر نصيبى رسد .
رشحه : دعا با زبان بىگناه
رشحه : فرمودهاند به زبانى « 14 » دعا كنيد كه به آن زبان گناه نكرده باشيد تا اجابت مترتب شود يعنى پيش دوستان خداى « 15 » تواضع « 16 » و نيازمندى كنيد تا ايشان براى شما دعا كنند .
رشحه : عيد عاشقان
رشحه : روزى كسى در حضور حضرت عزيزان خوانده كه « 17 » : عاشقان در دمى
هامش
( 1 ) - مج : مىبايد كه
( 2 ) - مى : را درخورد آن ، چپ : درخورد وى دهد
( 3 ) - مج :
مىدهد
( 4 ) - مج : ( تربيت ) افتاده
( 5 ) - مى : به قدر قابليت و استعدادات
( 6 ) - بر :
( يكى ) ندارد .
( 7 ) - مى : ( معنوى ) ندارد
( 8 ) - مى : حضرت خواجه
( 9 ) - مى :
ازين هم
( 10 ) - مج : ( آنست كه رونده راه در آن كوشد كه خود را بهواسطه خلقى و خدمتى ) افتاده ولى مطابق معمول اين نسخه : با خط ريز در حاشيه نوشته شده اما محو گرديده
( 11 ) - بر : صاحبدل
( 12 ) - مى : ( دل ) ندارد
( 13 ) - مى : حق تعالى
( 14 ) - چپ :
پزبان
( 15 ) - مى : خداى تعالى
( 16 ) - مى : تواضع و نيازمندى نمائيد بر . تواضع كنيد و نيازمندى
( 17 ) - مج : كه شعر ؛ مى ، چپ : مصراع .