به طاعتى « 1 » لايق حال خود مشغول گردد و از نور آن طاعت از هر عضوى فيضى كه نظر رحمت عبارت از آنست بدل رسيد .
رشحه درباره ايمان
رشحه : از ايشان پرسيدهاند كه ايمان چيست ؟ فرمودهاند كه كندن و پيوستن مناسب « 2 » صنعت خود كه بافندگى بود جواب گفتند « 3 » .
رشحه درباره نماز قضاء
رشحه : از ايشان پرسيدهاند كه مسبوق بقضاء مسبوقانه كى برخيزد ؟ فرمودهاند پيش از صبح يعنى كه بايد پيش از وقت « 4 » برخيزد تا كه نماز قضا نشود .
رشحه درباره تُوبُوا إِلَى اللَّهِ *
رشحه : فرمودهاند كه در آيه كريمه
تُوبُوا إِلَى اللَّهِ *
، هم اشارتست و هم بشارت ، اشارت بكرد توبه و بشارت بقبول آن ، اگر قبول نكردى « 5 » امر نكردى امر دليل قبول است با ديد « 6 » تقصير .
رشحه : خود را مقصر دانستن
رشحه : فرمودهاند كه عمل مىبايد كردن و ناكرده انگاشتن و خود را مقصر ديدن و عمل از سر گرفتن .
رشحه مراقبت در دو هنگام
رشحه : فرمودهاند كه « 7 » در دو وقت خود را نيك نگاه مىبايد داشت و نگاه داريد وقت سخن كردن « 8 » و وقت چيز خوردن « 9 » .
رشحه : طهارت شرط كمال در غذا
رشحه : فرمودهاند كه روزى حضرت خضر عليه السلام پيش « 10 » خواجه عبد الخالق آمدهاند ، خواجه دو قرص جوين از خانه بيرون آوردهاند ، خضر عليه السلام نخورده است « 11 » ، خواجه فرمودهاند كه تناول نمائيد كه لقمه حلال است ، حضرت « 12 » خضر عليه السلام فرموده همچنان است ، ليكن خميركننده وى بىطهارت بوده است ما را خوردن اين « 13 » روا نيست .
هامش
( 1 ) - مى ، چپ : به طاعت لايق حال - مج : به طاعت حال
( 2 ) - بر : مناصب صنعت خود
( 3 ) - مج : جواب گفتن
( 4 ) - بر : وقت نماز برخيزد
( 5 ) - مى : امر نفرمودى
( 6 ) - مج :
يا دليل
( 7 ) - مى ؛ چپ : كه خود را در دو وقت نيك نگاه داريد وقت
( 8 ) - مى : سخن گفتن
( 9 ) - مج ، چپ : چيزى خوردن
( 10 ) - بر : پيش حضرت خواجه
( 11 ) - مى :
چپ : نخوردهاند
( 12 ) - مى : چپ : ( حضرت ) ندارد
( 13 ) - مى : آن روا نيست و الله تعالى اعلم .