سؤال كرده كه شما ذكر علانيه بچه نيت مىگوئيد ايشان فرمودهاند كه به اجماع « 1 » همه هلما در نفس آخر « 2 » بلند گفتن و تلقين كردن به حكم حديث : لقنوا موتاكم « 3 » بشهادة ان لا إله الا الله ، جائز است و درويشان را هر نفس ، « 4 » نفس آخر است « 5 » .
رشحه درباره ذكر كثير
رشحه : شيخ بدر الدين ميدانى « 6 » كه از كبار « 7 » اصحاب شيخ حسن بلغارى « 8 » است و صحبت حضرت عزيزان را دريافته بوده است از ايشان پرسيده « 9 » كه ذكر كثير « 10 » كه ما از نزد حق سبحانه به آن ماموريم كما قال « 11 » سبحانه
اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً ،
ذكر زبانست يا ذكر دل ، حضرت عزيزان فرمودهاند كه « 12 » مبتدى را ذكر زبان و منتهى را ذكر دل ، مبتدى هميشه تكلف و تعمل « 13 » مىكند . و جانى مىكند اما منتهى را چون اثر ذكر به دل رسد جمله اعضاء و جوارح و عروق و مفاصل وى بذكر گويا شوند و در آن وقت سالك بذكر كثير متحقق شود و در آن حال كار يك روزه وى برابر كار يكساله ديگران « 14 » بود .
رشحه نظر رحمت الهى
رشحه : مىفرمودهاند كه معنى آن سخن كه حضرت حق سبحانه در هر شبان « 15 » روزى سيصد و شصت نظر رحمت ، بر دل بنده مؤمن مىكند آنست كه دل « 16 » سيصد و شصت روزنه دارد و به جميع اعضاء ، و آن سيصد و شصت رگ است « 17 » از آورده و شرائين متصل بدل ، چون دل « 18 » از ذكر متأثر شود به آن مرتبه رسد كه منظور نظر خاص حق سبحانه گردد و آثار آن نظر ، در دل ، بجميع اعضاء منشعب شود تا هر عضوى
هامش
( 1 ) - بر ؛ چپ : به اجتماع
( 2 ) - در نفس اخير ذكر بلند ، چپ : در نفس اخير بلند
( 3 ) - مج : لقنوا ، موتاكم بشهادة الله
( 4 ) - مى ، مج : هر نفسى
( 5 ) - مج ، چپ : نفس اخير
( 6 ) - چپ : را مىدانى - مى : ميدانى عليهالرحمه
( 7 ) - مج : از كبائر
( 8 ) - مج : بلغار است - مى : بلغارى است عليهالرحمه
( 9 ) - چپ : پرسيده بود
( 10 ) - بر : كه ذكر كثير كه
( 11 ) - مى : كما قال الله تعالى
( 12 ) - مى ، مج : ( كه ) ندارد
( 13 ) - مى : تامل
( 14 ) - بر : ( بود ) ندارد
( 15 ) - مى ، چپ : هر شباروزى
( 16 ) - مى : كه دل وى
( 17 ) - چپ : رگسست و سيصد و شصت از آورده و شرانين
( 18 ) - مج : ( دل ) افتاده .