كه در ضمن شانزده رشحه ايراد مىيابد :
رشحه درباره مراسلات شيخ ركن الدين علاء الدولهء سمنانى
رشحه : حضرت شيخ ركن الدين علاء الدولهء سمنانى قدس « 1 » سره با حضرت « 2 » عزيزان معاصر بودهاند و ميان ايشان مراسلات و مفاوضات واقع شده ، گويند حضرت « 3 » شيخ درويشى را به خدمت ايشان فرستاده و سه مسئله پرسيده و جواب « 4 » شنيده هر يكى را ، مسئله اول آنكه ما « 5 » و شما خدمت « 6 » آينده و رونده مىكنيم و شما در سفره تكلف نمىكنيد و ما تكلفها مىكنيم و مردم از شما آزادى مىكنند و از ما در گلهاند سبب چيست ؟ حضرت عزيزان در جواب گفتهاند كه خدمتكنندگان منتنهنده بسيارند و خدمتكنندگان منتدارنده كماند « 7 » ، جهد كنيد كه از خدمتكنندگان منتدارنده باشيد تا كسى از شما در گله نباشد .
مسئله دوم : آنكه شنيدهايم « 8 » كه تربيت شما از حضرت « 9 » خضر است عليه السلام اين چگونه است « 10 » ؟ در جواب فرمودهاند كه بندگان حق سبحانه عاشق آنند كه خضر « 11 » عاشق اوست .
مسئله سيوم « 12 » : آنكه ما « 13 » مىشنويم كه ذكر « 14 » جهر مىگوئيد ، اين « 15 » چون است ؟ در جواب فرمودهاند كه ما نيز « 16 » مىشنويم كه شما ذكر خفيه مىگوئيد ، پس ذكر شما نيز « 17 » جهر باشد .
رشحه درباره نيت ذكر علانيه
رشحه : مولانا سيف الدين قصه كه از اكابر علماء آن زمان بوده از حضرت عزيزان
هامش
( 1 ) - مى ، قدس الله روحه ، مج قدس الله تعالى
( 2 ) - مج ، چپ : به ايشان معاصر بودهاند ، مى : با ايشان معاصر بودهاند .
( 3 ) - مى : ( حضرت ) ندارد
( 4 ) - مج ، چپ : و هريكى را جواب شنيد ، مى : و هريكى را جواب شنيده
( 5 ) - مى ، مج : شما و ما
( 6 ) - مى : شما و ما تكلفها مىكنيم ، ( از ، خدمت آينده رونده ، تا : و ما ) ندارد
( 7 ) - مى : ( اند ) ندارد
( 8 ) - مىشنيديم :
( 9 ) - مى : ( حضرت ) ندارد ، چپ : از خواجه خضر
( 10 ) - بر : اين چونست
( 11 ) - مى : كه حضرت خضر
( 12 ) - مى : سيم ، چپ : سوم
( 13 ) - مى :
( ما ) ندارد
( 14 ) - مى ، چپ : كه شما ذكر
( 15 ) - چپ : ( اين ) ندارد
( 16 ) - مى :
ما هم
( 17 ) - مى : شما هم ،