بمير خرد شده و قبر « 1 » مير خورد در وابكنى « 2 » است ، يزار و بتبرك به « 3 » .
خواجه على ارغندانى
: رحمه الله تعالى سره خليفه امير خرد « 4 » بوده و قبر وى در ده ارغندان « 5 » است كه از قصبه زندنى بر پنج فرسنگى بخارا .
خواجه على رامتينى
: قدس الله « 6 » تعالى سره ، ايشان خليفه دوماند از خلفاء خواجه « 7 » محمود و لقب ايشان در سلسله خواجگان قدس الله تعالى ارواحهم حضرت عزيزان است و گويند چون خواجه محمود را وفات نزديك رسيده است امر خلافت « 8 » را به حضرت عزيزان حوالت كردهاند و ساير اصحاب را به ايشان سپرده و سلسله نسبت حضرت خواجه بهاء الدين قدس الله تعالى سره از ميان « 9 » خلفاء و اصحاب خواجه محمود به دو واسطه به ايشان مىرسد و ايشان را مقامات رفيعه و كرامات عجيبه بسيار است و به صنعت بافندگى مشغول مىبودهاند ، حضرت مخدومى در كتاب نفحات الانس نوشتهاند كه اين فقير از بعضى « 10 » اكابر چنين استماع « 11 » دارد كه اشارت به ايشانست آنجه حضرت مولانا جلال الدين رومى قدس سره « 12 » در غزليات خود فرمودهاند و « 13 »
گرنه علم حال فوق قال بودى كى شدى * بنده ، اعيان بخارا خواجه نساج را « 14 »
مولد شريف ايشان رامتين است كه قصبه بزرگ است در ولايت بخارا در دو فرسنگى شهر و برده پارههاى « 15 » بسيار مشتمل است و قبر مبارك « 16 » ايشان در خوارزم است معروف و مشهور يزار و يتبرك به « 17 » و از بركات انفاس نفيسه ايشانست اين چند سخن
هامش
( 1 ) - مى : و قبر مبارك
( 2 ) - چپ : در ده وابكنى در صفه مقبره خواجه محمود قدس سره
( 3 ) - چپ : يتبرك بهم
( 4 ) - كلمه ( خرد ) در برخى نسخ مخصوصا نسخه اساس همه جا بغلط با واو ( خورد ) نوشته شده گاهى هم بىواو است
( 5 ) - ارغندان ، در حاشيه نسخه مج نوشته شده : بفتح همزه و سكون راى مهمله و فتح عين معجمه و سكون نون و فتح دال و الف و نون ،
( 6 ) - مى ، چپ : رحمه الله
( 7 ) - بر : ( خواجه محمود ) ندارد .
( 8 ) - بر : خلافت و نيابت را
( 9 ) - مى : ( خلفاء ) ندارد
( 10 ) - مج ، چپ : از بعض
( 11 ) - مى : سماع دارد
( 12 ) - مج ، قدس الله تعالى
( 13 ) - مى ، چپ : بيت ، مج : شعر
( 14 ) - مى : نساج ما
( 15 ) - مى :
ده پاىهاى
( 16 ) - مى : حضرت ايشان
( 17 ) - مج : ( به ) ندارد .