پروازكنان از بالاى سر ايشان مىگذشته « 1 » چون به سمت الراس ايشان رسيده به زبان فصيح گفته است « 2 » اى على مردانه باش ، اصحاب را از ديدن آن مرغ و شنيدن آن « 3 » سخن كيفيتى شده است كه بىهوش گشتهاند ، بعد از آنكه به خود آمدهاند پرسيدهاند كه اين چه بود كه « 4 » ديديم و شنيديم خدمت خواجه على فرمودهاند كه آن خواجه محمود بود حق « 5 » سبحانه ايشان را « 6 » دو بال كرامت كرده است كه دايم در آن مقام كه حضرت حق « 7 » سبحانه با موسى كليم عليه السلام « 8 » چندين « 9 » هزار كلمه گفته است ، پرواز مىكنند و درين محل « 10 » ايشان بر سر بالين خواجه دهقان قلتى كه خليفه نخستين خواجه اولياء كبير است رفته بودند كه وفات وى نزديك رسيده بود و از حضرت حق سبحانه درخواست « 11 » كرده بود كه در نفس آخر يكى از دوستان خود را بر سر من فرست كه در آن محل « 12 » رحلت مرا مددى باشد ، خدمت خواجه محمود بسبب آن رفته بود و خدمت خواجه « 13 » محمود را دو خليفه بوده است كه بعد از ايشان در مقام ارشاد بودهاند و خلق را بطريق « 14 » تحقيق دلالت نموده .
امير خرد وابكنوى « 15 »
: رحمه الله تعالى ، نام ايشان امير حسين است و خليفه اولاند از خلفاء خواجه محمود و از بزرگان زمان خود بودهاند و مرجع « 16 » طالبان و سالكان و ايشان را برادرى بوده است بزرگ امير حسن نام معروف به مير كلان كه وى هم از اصحاب خواجه محمود بوده است ليكن امر خلافت و نيابت خواجه مفوض
هامش
( 1 ) - مى ، مج : مىگذشت
( 2 ) - مى ، چپ : ( راست ) ندارد
( 3 ) - مى : آن آواز
( 4 ) - مى : كه ما ديديم و
( 5 ) - مى ، مج : كه حق
( 6 ) - مى ، چپ : ايشان را آن كرامت
( 7 ) - مى : ( حضرت حق سبحانه ) ندارد . چپ : ( حضرت ) ندارد
( 8 ) - مى : كليم على نبينا و عليه السلام
( 9 ) - چپ : چند هزار
( 10 ) - مى : در اين زمان
( 11 ) - بر : حضرت حق درخواسته بودند كه
( 12 ) - مى ، مج : كه در وقت ، چپ : كه در اين وقت
( 13 ) - مج :
( خواجه ) ندارد
( 14 ) - مى : را بطريق دعوت نموده : چپ : را به تحقيق دلالت نمودهاند
( 15 ) - مى : مير خرد وابكنى - مج : مير خورد وابكنى
( 16 ) - مى : ( مرجع طالبان و سالكان ) ندارد .