الله تعالى در بخارا از خواجه محمود سؤال كردند « 1 » بحضور جمعى كثير از ائمه علماء زمان « 2 » كه خدمت شما ذكر علانيه بچه نيت « 3 » مىگوئيد ، خواجه فرمودهاند تا خفته بيدار شود و غافلى آگاه گردد و روى به راه آورد و به استقامت شريعت و طريقت درآيد و به حقيقت توبه و انابت كه مفتاح « 4 » همه خيرات و اصل همه سعادات است رغبت نمايد ، و خدمت مولانا حافظ الدين گفتند كه نيت شما صحيح است و شما را اين شغل حلال است آنگاه از خواجه محمود التماس كردند كه ذكر علانيه را حدى بيان فرمايند كه به آن حد حقيقت از مجاز ممتاز گردد و بيگانه از آشنا جدا شود خواجه « 5 » فرمودند كه ذكر علانيه كسى را مسلم است كه زبان او پاك باشد از دروغ و غيبت و حلق او پاك باشد از حرام و شبهت و دل او پاك باشد از ريا و سمعت ، و سر او پاك باشد از توجه به غير حضرت ربوبيت ، خدمت « 6 » خواجه على رامتينى كه از اجله « 7 » اصحاب خواجه محموداند ، فرمودهاند « 8 » كه درويشى در عهد دولت خواجه محمود ، حضرت « 9 » خضر را عليه السلام ديد ، از ايشان پرسيد كه درين زمان از مشايخ كيست كه بر جاده استقامت ثابت باشد تا دست ارادت در دامن وى « 10 » زده بوى اقتداء نمائيم حضرت « 11 » خضر فرمود « 12 » كه خواجه محمود انجير فغنوى ، بعضى از اصحاب خواجه على گفتهاند كه آن درويش كه حضرت « 13 » خضر را ديده بود خواجه على « 14 » بودند اما خود را به آن نمىآوردند كه من خضر « 15 » ديدهام گويند « 16 » روزى خواجه على با ساير اصحاب خواجه محمود در ده رامتين بذكر مشغول بودهاند « 17 » ناگاه ديدهاند كه مرغى « 18 » سفيد بزرگ
هامش
( 1 ) - مىپرسيدند :
( 2 ) - مى : ( زمان ) ندارد
( 3 ) - چپ : بچه نسبت
( 4 ) - چپ :
كه احتياج
( 5 ) - بر : خواجه فرمود
( 6 ) - مج : و خدمت ( ندارد )
( 7 ) - مى : از جمله
( 8 ) - بر : فرمودند
( 9 ) - مى : ( حضرت ) ندارد ، مج و چپ : حضرت خواجه خضر را
( 10 ) - چپ :
دامن متابعت وى
( 11 ) - مى ، چپ : خواجه خضر مج : حضرت خواجه خضر را
( 12 ) - بر :
فرمودهاند
( 13 ) - مى : كه خواجه خضر
( 14 ) - مى : خواجه على رامتينى
( 15 ) - چپ :
خضر را
( 16 ) - مج ، چپ : گويند كه
( 17 ) - بر : بودند ناگاه ديدند
( 18 ) - مى : مرغ سفيدى ، چپ : مرغ سفيد .