يك شرعى است و سلسله نسبت و ارادت حضرت خواجه بهاء الدين قدس الله تعالى سره از ميان خلفاى « 1 » حضرت خواجه عبد الخالق به خدمت خواجه عارف « 2 » مىرسد قدس سره .
خواجه محمود انجير فغنوى
: « 3 » قدس الله تعالى سره ايشان افضل و اكمل اصحاب خواجه عارف بودهاند « 4 » . و از ميان اصحاب خواجه عارف به خلافت و ارشاد ممتاز بودهاند « 5 » ، مولد ايشان انجير فغنى است « 6 » كه دهى است در ولايت بخارا از مضافات وابكنى كه دهى بزرگست و مشتمل بر چندين ده و مزرعه و سه فرسنگ از شهر دور است و ايشان در وابكنى مقيم بودهاند ، قبر مبارك ايشان آنجا است و به كار و كسب « 7 » گلكارى مىپرداختهاند و از آن ممر وجه معاش مىساخته و چون « 8 » خواجه « 9 » اجازت ارشاد يافته بودهاند و به دعوت خلق به حق ، مأذون گشته بنا بر مقتضاى وقت و مصلحت حال طالبان « 10 » ذكر علانيه افتتاح كردهاند . اول بار كه مشغول شدهاند در مرض موت خواجه عارف بوده است نزديك به زمان تسليم ايشان بر سر تل ريوكرى ، و خواجه عارف در آن محل فرمودهاند كه اين وقت آن وقت است كه ما را اشارت كرده بودند « 11 » و بعد از نقل ايشان خواجه محمود در مسجدى كه بر در دروازه وابكنى است بذكر علانيه مشغول شدند و مولانا حافظ الدين از كبار علماء وقت كه جد اعلاى « 12 » حضرت خواجه محمد پارسااند به اشارت استاد العلماء شمس الائمه حلوائى رحمهما « 13 »
هامش
( 1 ) - بر : خلفاء و اصحاب
( 2 ) - مى : خواجه عارف قدس سره مىرسد مج : مىرسد قدس الله سره
( 3 ) - مى : رحمه الله ، مج : چپ : قدس الله سره
( 4 ) - مج ، چپ :
خواجه عارفند
( 5 ) - مى : ( بودهاند ) ندارد
( 6 ) - مى : انجير فغنوى
( 7 ) - مى ، چپ :
بكسب گلكارى ، مج : بكسب و كارى
( 8 ) - مى : و چون از
( 9 ) - بر : چون خواجه محمود اجازت
( 10 ) - مى : جهان طالبان
( 11 ) - در حاشيه نسخه مج در اينجا به خط كاتب اصلى نوشته شده ( يعنى از غيبت اشارت رسيده بود كه وقتى خواجه آمد كه طالبان را بنا بر مصلحت حال ايشان ذكر جهر بايد گفت ، منه رحمه الله ) در متن نسخه چپ : اشارت رسيده بود كه وقتى خواهد آمد كه طالبان را بنا بر مصلحت حال ايشان ذكر جهر بايد گفت و بعد از
( 12 ) - مى : جد عالى .
( 13 ) - مج : رحم إله تعالى .