شيخ ابو سعيد بخارى
: « 1 » رحمه الله وى نيز از كبار اصحاب خواجه سلمان بوده و از خلفاى وى و پير و مقتداى شيخ محمد بخارى است كه صاحب كتاب مسلك - العارفين است كه در طريقه خواجگان قدس الله تعالى ارواحهم تأليف كرده « 2 » و در آن كتاب چنين مذكور است كه چون خواجه سلمان را وفات نزديك رسيده است از ميان اصحاب خود شيخ ابو سعيد را به خلافت و نيابت اختيار كردهاند و شيخ ابو سعيد « 3 » بعد از ايشان سالها پيشوا و مقتداى طالبان و صادقان بودند « 4 » .
رشحه بچه دانيم كه آن خاطر نفسانى بود يا شيطانى
رشحه : از شيخ ابو سعيد پرسيدهاند كه چون خاطرى بيايد و به بازگشت آن را نفى كنيم « 5 » و منفى شود بچه دانيم كه آن خاطر نفسانى بود يا شيطانى ، فرموده است كه حاضر باشيد كه اگر در همان لباس عود كند و مثل خاطر اول بود ، آن خاطر « 6 » نفسانى است ، زيرا كه ابرام و لجاج صفت اوست و يك آرزو را مكرر مىطلبد تا وقتى « 7 » كه كام او برآيد و پس روى به آرزوى ديگر كند اما اگر در لباس ديگر عود كند شيطانى است زيرا مقصود شيطان اضلال و اغوا است اگر درين « 8 » لباس ، راه سالك نتواند زدن ، به لباس ديگر برآيد و از در ديگر درآيد .
رشحه گفتارى ديگر
رشحه : هم از وى پرسيدهاند كه سخن از طريقت گفتن كرار سد ، فرموده است كسى را كه اگر ظاهر او را بر همه اهل زمين عرضه كنند بر ظاهر او هيچ عيب شرعى نيابند و اگر باطن او را بر همه اهل آسمان عرض كنند در باطن او هيچ نقصان نباشد .
خواجه « 9 » عارف ريوكروى
: « 10 » قدس الله تعالى سره ايشان خليفه چهارماند از خلفاى حضرت خواجه عبد الخالق قدس الله تعالى روحه و مولد و مدفن ايشان ريو - كروى است كه دهى است از ديهاى بخارا بر شش فرسنگى شهر « 11 » و از آنجا تا غجدوان
هامش
( 1 ) - مى : شيخ ابو سعيد ، وى نيز از
( 2 ) - مى :
( 3 ) - مج . چپ : ( ابو سعيد ) ندارد
( 4 ) - مى ، چپ : بودهاند
( 5 ) - بر : مىكنيم
( 6 ) - بر : ( آن خاطر ) ندارد
( 7 ) - چپ : تا آنوقت كه
( 8 ) - بر : در لباس ، چپ : اگر در لباسى نتواند راه سالك زد ، به لباس ديگر ، مج : نتواند زد در لباس ديگر
( 9 ) - مى : مولانا عارف
( 10 ) - چپ : ريوكروى
( 11 ) - مج : شهر بخارا .