و يكى از اكابر محققان اين مضمون را چنين گفته است :
كثرت چو نيك درنگرى عين وحدت است « 1 » * ما را شكى نماند ترا گر درين شكى است
در هر عدد كه بنگرى از روى اعتبار * گر صورتش ببينى در ماده « 2 » يكى است
و در شرح رباعيات فرموده : « 3 »
در مذهب اهل كشف و ارباب خرد * سارى است احد در همه افراد عدد
زيرا كه عدد گرچه برونست ز حد * هم صورت و هم مادهاش « 4 » هست احد
و به حقيقت اين « 5 » وقوف است كه « 6 » اول مرتبه علم لدنى است « 7 » و الله تعالى اعلم
پوشيده نمايد « 8 » كه علم لدنى علمى است « 9 » كه اهل قرب را به تعليم الهى و تفهيم ربانى معلوم و مفهوم مىشود نه به دلايل عقلى و شواهد نقلى ، چنانچه « 10 » كلام قديم در حق خضر « 11 » عليه السلام فرمود كه ،
وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً
و فرق ميان « 12 » علم لدنى و علم يقين آنست كه علم يقين عبارت از ادراك نور ذات و صفات الهى است و علم لدنى كنايت از ادراك معانى و فهم كلمات از حق سبحانه بطريق الهام .
هامش
( 1 ) - مج : ( وحدت ) افتاده
( 2 ) - مى : در ماده ، چپ : نبينى در ماده
( 3 ) - مج ، چپ : رباعى
( 4 ) - مج : ماده او هست
( 5 ) - مج : آن
( 6 ) - مى : ( كه ) ندارد
( 7 ) - در حاشيه ورق 25 نسخه مج با خط نستعليق ناپخته نوشته : ( فرق ميان علم لدنى و علم تعليمى آنست كه علم تعليمى هرچند بيش آموزى عالمتر باشى و چون دست از تعليم بازدارى برخى فراموش كنى و برخى مشوش شود ، علم لدنى بر خلاف اين باشد هرچند در كتاب كم نگرى علم لدنى بيش باشد و چون كتاب مطالعه پيش گيرى روى در حجاب آرد ، اما چون دل عمارت كنى علم لدنى هر روز زياده گردد : زيرا كه علم لدنى از صفات دل خيزد )
( 8 ) - مى : رشحه پوشيده نماند
( 9 ) - مج : ( علمى ) افتاده
( 10 ) - چپ : در كلام
( 11 ) - مى : خضر على بنينا و عليه السلام
( 12 ) - مى : ميان علم نفس و علم لدنى ، چپ : ميان يقين و علم لدنى - مج : ( علم لدنى و علم يقين آنست كه ) ندارد .