الدين قدس الله تعالى « 1 » فرمودهاند كه رعايت عدد در ذكر قلبى براى جمع خواطر متفرقه است و آنچه در كلام خواجگان قدس الله تعالى ارواحهم واقع است كه فلانى مر فلانى را بوقوف عددى امر فرمود ، مقصود ذكر قلبى است با رعايت عدد نه مجرد رعايت عدد در ذكر قلبى و ذاكر بايد كه در يك نفس سه كرت يا پنج كرت يا هفت كرت يا بيست و يك كرت گويد و عدد « 2 » طاق را لازم شمرد و حضرت خواجه علاء الدين عطار قدس سره فرمودهاند كه بسيار گفتن شرط نيست بايد كه هرچه گويد « 3 » از سر وقوف و حضور باشد تا فايده بر آن مترتب شود و چون در ذكر قلبى عدد از بيست و يك بگذرد و اثر ظاهر نشود دليل باشد بر بىحاصلى آن عمل ، و اثر ذكر آن بود كه در زمان نفى ، وجود بشريت منفى شود « 4 » و در زمان اثبات اثرى از آثار تصرفات جذبات الوهيت مطالعه افتد و آنكه حضرت خواجه بزرگ فرمودهاند كه وقوف عددى اول مرتبه علم لدنى است ، مىتواند بود كه نسبت باهل بدايت اول مرتبه علم لدنى است مىتواند بود كه نسبت باهل بدايت اول مرتبه علم لدنى « 5 » مطالعه اين آثار تصرفات جذبات الوهيت بود كه حضرت خواجه علاء الدين « 6 » فرمودهاند كه آن كيفيتى و حالتى است كه موصل است به مرتبه قرب و علم لدنى در آن مرتبه مكشوف مىشود و نسبت باهل « 7 » نهايت وقوف عددى كه اول مرتبه علم لدنى است آن باشد كه ذاكر واقف شود « 8 » بر سر سريان واحد « 9 » حقيقى در مراتب اعداد كونى همچنانكه واقف است بر سريان واقف عددى در مراتب اعداد حسابى « 10 »
اعداد كون و صورت كثرت نمايشى است * فالكل واحد يتجلى بكل شان
هامش
( 1 ) - چپ : قدس سره - مى ، مج : قدس الله تعالى سره
( 2 ) - مج : ( عدد ) ندارد
( 3 ) - مج :
( گويد ) افتاده
( 4 ) - بر : منفى نشود
( 5 ) - چپ : لدنى باشد كه از
( 6 ) - مى : قدس الله تعالى سره
( 7 ) - مى : با اهل
( 8 ) - مى : ( شود بر سريان تا همچنانكه واقف است ) افتاده
( 9 ) - مج : ( واحد حقيقى در مراتب اعداد كونى تا واحد عددى ) افتاده
( 10 ) - مى ، چپ : بيت ، مج : شعر .