تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
يافته‌اند و بعد از نقل حضرت خواجه ، هريك از اين چهار بزرگ به امر ارشاد قيام نموده‌اند و خلق را به حق دعوت فرموده .

خواجه احمد صديق

: « 1 » رحمه الله تعالى ايشان خليفه اولند از خلفاى اربعه حضرت خواجه عبد الخالق قدس سره « 2 » در اصل از بخارا بوده‌اند و بعد از وفات حضرت خواجه بجاى « 3 » ايشان نشسته‌اند و اصحاب ديگر در متابعت و ملازمت ايشان بوده‌اند و چون ايشان را وفات نزديك رسيده است همه ياران به متابعت خواجه اولياء كبير « 4 » و خواجه عارف ريوكروى امر كرده‌اند و بعد از نقل ايشان ، اين دو بزرگوار « 5 » در بخارا به دعوت و ارشاد مستعدان و طالبان مشغولى كرده‌اند و قبر مبارك خواجه احمد در قريه مغيان « 6 » است كه دهى « 7 » است بر سه فرسنگى شهر بخارا .

خواجه اولياء كبير

: رحمه الله « 8 » تعالى ، ايشان خليفه دوم « 9 » خواجه « 10 » عبدالخالق‌اند و بخارىالاصل‌اند « 11 » در مبادى حال پيش يكى از دانشمندان بخارا به تحصيل علوم اشتغال داشته‌اند ، اتفاقا روزى حضرت خواجه عبد الخالق در بخارا مقدارى گوشت گرفته بوده‌اند و خواجه اولياء به‌آنجا رسيده‌اند و نيازمندى بسيار كرده‌اند التماس نموده‌اند كه گوشت را به من دهيد تا همراه شما به خانه رسانم حضرت خواجه التماس ايشان را قبول كرده‌اند و ايشان گوشت را به در خانه حضرت خواجه آورده‌اند و حضرت خواجه ايشان را در خاطر « 12 » خود راه داده‌اند و فرموده « 13 » كه يك ساعت ديگر « 14 » بيائيد تا بهم طعام خوريم ، چون خواجه اولياء از ملازمت حضرت خواجه برگشته‌اند خود را از تحصيل و مطالعه به‌غايت افسرده يافته‌اند و به صحبت حضرت خواجه دل را مايل ديده‌اند
هامش
( 1 ) - مج : صديق ( با اعراب ) ( 2 ) - مى : قدس الله تعالى سره ( 3 ) - بر : بجاى ايشان بوده‌اند و چون ايشان را ( 4 ) - بر : ( خواجه اولياء كبير ) ندارد ( 5 ) - چپ : اين دو عزيز ( 6 ) - در حاشيه نسخه مج به خط ريز نوشته ( مغيان ، بضم عين معجمه و ياء مثناة تحتانيه و الف و نون ) ( 7 ) - بر : دينهه‌ايست ( 8 ) - مى : رحمة الله عليه ( 9 ) - بر : دويم ( 10 ) - مى : حضرت خواجه عبدالخالقند قدس الله تعالى سره ( 11 ) - مى : الاصل بوده‌اند ( 12 ) - مى ، مج ، چپ : خاطر شريف خود ( 13 ) - مى ، مج و فرموده‌اند ( 14 ) - مى : كه ساعت ديگر ، مج : كه ساعتى ديگر .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 51 | على بن حسين واعظ كاشفى