تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
تعريف ، پس مىبايد كه طالب هوشمند در نسبت آگاهى به « 1 » حق سبحانه برين وجه باشد كه در وقت تلفظ به اين حرف شريف هويت ذات حق سبحانه ملحوظ وى باشد و در خروج و دخول نفس واقف بود كه در حضور مع الله واقع شود تا برسد به‌آنجا كه بىتكلف - نگاهداشت او اين نسبت هميشه حاضر دل او بود و به تكلف نتواند كه اين نسبت را از دل دور كند : رباعى :
ها غيب هويت آمد اى حرف‌شناس * و انفاس « 2 » ترا بود بر آن حرف اساس باش آگه از آن حرف در اميد و هراس * حرفى گفتم شگرف اگر دارى پاس
پوشيده نماند كه غيب هويت كه حضرت مخدومى در اين رباعى گفته‌اند باصطلاح اهل تحقيق عبارتست از ذات حق سبحانه به اعتبار لا تعين يعنى به شرط اطلاق حقيقى كه مقيد نيست باطلاق نيرو ممكن نيست كه در اين مرتبه هيچ علمى و ادراكى هرگز بوى متعلق گردد و از اين حيثيت مجهول مطلق است .

[ رشحه : نظر بر قدم ]

: آنست كه سالك را در « 3 » رفتن و آمدن در شهر و صحرا و همه جا نظر او بر پشت پاى او باشد تا نظر او پراكنده نشود و به جائى كه نمىبايد نيفتد و مىشايد كه نظر بر قدمم اشارت بسرعت سير سالك بود در قطع مسافات هستى و طى عقبات خودپرستى يعنى نظرش بهرجا كه منتهى شود فى الحال قدم بر آن نهد و آنكه ابو محمد رويم قدس سره « 4 » گفته است كه ادب المسافران لا يجاوز همة قدمه . اشارت به اين معنى است و حضرت مخدومى قدس سره در « 5 » كتاب تحفة الاحرار در منقبت حضرت خواجه بهاء الدين قدس الله سره « 6 » اين مضمون را چنين بنظم آورده كه : « 7 »
هامش
( 1 ) - بر : به جناب حق ( 2 ) - بر : ( و ) ندارد ( 3 ) - مى : را در وقت رفتن و ( 4 ) - مى : قدس الله تعالى سره ( 5 ) - مى : عبارت : ( در كتاب تحفة الاحرار در منقبت حضرت خواجه بهاء الدين قدس الله سره ) ندارد ( 6 ) - مج ، چپ : قدس سره ( 7 ) - مى : كه نظم ، مج : كه شعر ، چپ : كه مثنوى .