نباشد و از سر حضور باشد و هر نفسى « 1 » كه مىزند « 2 » از حق سبحانه خالى « 3 » و غافل نبود « 4 » حضرت ايشان فرمودهاند كه در اين طريق « 5 » رعايت و حفظ نفس را مهم داشتهاند يعنى بايد كه جميع انفاس بر نعمت « 6 » حضور و آگاهى « 7 » مصروف گردد و اگر كسى محافظت نفس نمىكند مىگويند فلان كس نفس گم كرده است « 8 » يعنى طريق و روش گم كرده است .
حضرت خواجه بهاء الدين قدس الله تعالى سره « 9 » فرمودهاند كه بناى كار در اين راه بر - نفس مىبايد كرد چنان كه اشتغال به وظيفه اهم زمان حال ، از تذكر ماضى و تفكر در مستقبل مشغول گرداند و نفس را نگذارد كه ضايع گردد و در خروج و دخول نفس و و حفظ ما بين النفسين « 10 » سعى نمايد كه به غفلت فرونرود و برنيايد : ( رباعى ) « 11 »
اى مانده تو ز بحر « 12 » بر ساحل عين * در بحر فراغتست و در ساحل شين
بردار صفى نظر ز موج كونين * آگاه به بحر باش بين النفسين
حضرت مخدومى « 13 » مولانا نور الدين عبد الرحمن الجامى قدس الله سره السامى در اواخر شرح رباعيات آوردهاند كه شيخ ابو الجناب نجم الدين « 14 » الكبرا قدس الله تعالى روحه در رساله فواتح الجمال مىفرمايند كه ذكرى كه جارى است بر نفوس حيوانات ، انفاس ضروريه ايشان است زيرا كه در برآمدن و فرورفتن نفس حرفها كه اشارت « 15 » به غيب هويتى حق سبحانه گفته مىشود اگر خواهند و اگر نخواهند همين حرفها است كه در اسم مبارك الله است و الف لام از براى تعريف است و تشديد لام از براى مبالغه در آن
هامش
( 1 ) - بر : هر نفس
( 2 ) - مج : ( مىزند ) ندارد
( 3 ) - مى : غافل و خالى نباشد ،
( 4 ) - چپ : غافل نباشد
( 5 ) - مى : طريقه
( 6 ) - بر : به رفعت
( 7 ) - مى : آگاهى باشد و مصروف شود ، مج : و آگاهى معروف گردد
( 8 ) - مج : ( يعنى طريق و روش گم كرده است ) ندارد
( 9 ) - چپ : قدس سره
( 10 ) - چپ : ما بين النفس
( 11 ) - بر : ( رباعى ) ندارد
( 12 ) - مج :
اى مانده ز بحر علم بر ساحل عين
( 13 ) - مج : حضرت مولانا
( 14 ) - مج : نجم الكبرا
( 15 ) - مى : كه اشارت به عينيت هويت حق سبحانه ، چپ : كه اشارت است بغيب هويت حق سبحانه ، مج : اشارت است بغيب هويت .