دنيا شوى و در طلب دنيا دين را بباد دهى ، بسيار مخند و از خنده قهقهه اجتناب كن كه خنده بسيار « 1 » دل را بميراند و بايد كه در همه كس به چشم شفقت نگرى و هيچ فردى را حقير نشمرى ظاهر خود را مياراى كه آرايش ظاهر از خرابى باطن است ، با خلق مجادله مكن و از كسى چيزى مخواه و كسى را خدمت مفرماى و مشايخ را بمال و تن « 2 » و جان خدمت كن و بر افعال ايشان انكار منماى كه منكر ايشان هرگز رستگارى نيابد و به دنيا او اهل دنيا مغرور مشو بايد كه دل تو هميشه اندوهگين « 3 » باشد و بدن تو « 4 » بيمار و چشم تو گريان و عمل تو خالص و دعاى تو بتضرع و جامه تو كهنه و رفيق تو درويش و مايه تو فقر و خانه تو مسجد و مونس تو حق سبحانه « 5 »
[ رشحه درباره كلمات قدسيه حضرت خواجه ]
رشحه : و هم از كلمات قدسيه حضرت خواجه است « 6 » اين هشت عبارت كه بناى طريقهء خواجگان قدس الله تعالى ارواحهم برآنست : هوش دردم ، نظر بر قدم ، سفر در وطن ، خلوت در انجمن ، ياد كرد ، بازگشت ، نگاه داشت « 7 » يادداشت ، و غير اين همه پنداشت . پوشيده نماند كه سه كلمه ديگر است از جمله مصطلحات اين طايفه عليه و آن وقوف زمانى و وقوف عددى ، وقوف قلبى است كه جمله يازده كلمه باشد و چون حضرت خواجهء سرحلقه سلسله « 8 » خواجگانند لاجرم در اين مقام الفاظ مصطلحه ايشان كه دانستن طريقه اين عزيزان موقوف برآنست هم به عبارت « 9 » شريفه اين طايفه در ضمن يازده رشحه شرح مىيابد بين الاجمال و التفصيل
وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ .
رشحه : هوش دردم
: و آن آنست كه هر نفسى كه از درون برآيد بايد كه از سر حضور و آگاهى باشد و غفلت به آن راه نيابد ، حضرت مولانا سعد الدين كاشغرى قدس سره « 10 » فرمودهاند كه هوش دردم يعنى انتقال از نفسى بنفسى مىبايد كه از سر غفلت
هامش
( 1 ) - مى : خنده قهقه دل را
( 2 ) - مى : بمال و جان و تن
( 3 ) - مج : اندهگين
( 4 ) - چپ : و تن تو
( 5 ) - مى ، چپ : حق سبحانه و تعالى
( 6 ) - مى : است قدس الله تعالى سره
( 7 ) - مى : يادداشت ، نگاهداشت
( 8 ) - بر : ( سلسله ) ندارد
( 9 ) - بر : به عبارت
( 10 ) - مى : قدس الله تعالى روحه ، چپ : قدس الله سره .