از درونسو « 1 » آشنا و از برون بيگانهوش « 2 » * اينچنين زيبا روش كم مىبود « 3 » اندر جهان
آنچه « 4 » حق سبحانه مىفرمايد كه :
رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ
اشارت به اين مقام است و فرمودهاند كه نسبت باطنى در اين طريقه چنان افتاده است كه جمعيت دل « 5 » كه در ملاء صورت تفرقه بيشتر از آن بود كه در خلوت ، و فرمودهاند كه طريقه ما صحبت است و در خلوت شهرت ، و در شهرت آفت ، خيريت « 6 » در جمعيت است و جمعيت در صحبت ، به شرط نفى بودن در يكديگر و خواجه اولياء كبير قدس سره فرمودهاند كه خلوت در انجمن آنست كه اشتغال و استغراق در ذكر به مرتبه رسد كه اگر به بازار درآيد هيچ سخن و آواز نشنود بسبب استيلاى ذكر بر حقيقت دل ، حضرت ايشان « 7 » مىفرمودهاند كه بسبب اشتغال به ذكر از روى جد و اهتمام در مدت پنج شش روز به اين مرتبه « 8 » مىرسد كه همه آوازها و حكايات مردم ذكر نمايد . و سخنى كه خود گويد « 9 » ذكر شود ، بىسعى و اهتمام نمىشود .
رشحه ، ياد كرد
: و آن عبارت است از ذكر لسانى يا قلبى است ، حضرت مولانا سعد الدين كاشغرى قدس سره « 10 » فرمودهاند كه طريق تعليم ذكر آنست كه اول شيخ بدل گويد : لا إله الا الله محمد رسول الله مريد دل خود را حاضر كنيد و در مقابله دل شيخ بدارد و چشم فراز كند و دهان را استوار دارد و زبان را بر كام چسباند و دندان را برهم نهد و نفس را بگيرد و با تعظيم « 11 » و قوت تمام در ذكر شروع كند بر موافقت شيخ
هامش
( 1 ) - بر : بيگانه باش
( 2 ) - مى ، چپ : از درون شو آشنا ، در حاشيه نسخه مج به خط ريز نوشتهاند ( سو بضم سين مهمله يعنى از سوى درون ، منه رحمه الله )
( 3 ) - مى : كم مىفتد
( 4 ) - مى : رشحه ، آنچه حق سبحانه و تعالى مىفرموده كه :
( 5 ) - مى : دل و ملاء و صورت تفرقه چپ : دل در ملاء صورت و تفرقه
( 6 ) - مى : آفت حيرت
( 7 ) - مج : ( حضرت ايشان ) ندارد ولى نشانه افتادگى آن هست
( 8 ) - بر : به آن مرتبه
( 9 ) - بر : سخنى كه گويد و شنود ذكر نشنود
( 10 ) - مى : قدس الله تعالى سره
( 11 ) - مج : با تعظم