پيدا شد و مدتى در مقام « 1 » ارشاد و دعوت خلق متمكن بودند و طالبان و صادقان را بطريق حق دلالت مىنمودند « 2 » و ايشان را وصيتنامهاى است در آداب طريقت كه براى فرزند معنوى خود خواجه اولياء كبير قدس سره نوشتهاند مشتمل بر فوائد جزيله « 3 » و عوايد جليله كه ناگزير همه سالكان و مريدانست و از جمله آن وصايا است اين چند فقره جامعه كه برسم تيمن و تيرك ايراد مىيابد .
[ رشحه در وصيت بعلم و ادب و تقوى ]
رشحه : فرمودهاند « 4 » وصيتى مىكنم ترا اى پسرك « 5 » من بعلم و ادب و تقوى در جميع احوال بر تو باد كه تتبع آثار سلف كنى و ملازم « 6 » سنت و جماعت باشى و فقه و حديثآموزى و از صوفيان جاهل پرهيزى ، هميشه نماز به جماعت گزارى « 7 » به شرط « 8 » آنكه امام و مؤذن نباشى ، هرگز طلب شهرت مكن « 9 » كه شهرت آفت است و به منصبى مقيد مشو ، دايم گمنام باش و در قبالهها « 10 » نام خود منويس و به « 11 » محكمه قضا حاضر مشو و ضمان كس مباش « 12 » و به وصاياى مردم درميا و با ملوك و ابناى ملوك صحبت مدار و خانقا « 13 » بنا مكن و در خانقا منشين و سماع بسيار مكن كه سماع بسيار نفاق پديد آورد در وقت « 14 » و بسيارى سماع دل را بميراند و در سماع انكار مكن كه سماع را اصحاب سماع بسيارند ، كم گوى و كم خور و كم خسب و از خلق بگريز همچنانكه مردم از شير بگريزند « 15 » ملازم خلوت خود باش و با مردان و زنان و مبتدعان و توانگران و عاميان صحبت مدار « 16 » حلال خور و از شبهه بپرهيز و تا توانى زن مخواه كه طالب
هامش
( 1 ) - مى : مدتى ارشاد و
( 2 ) - مى : مىنمودهاند
( 3 ) - مى : بر فوائد جليله و عوايد جزيله
( 4 ) - مى : چپ : فرمودند كه ، مج : فرمودهاند كه
( 5 ) - مج : اى پسر من
( 6 ) - مى : و به ملازمت سنت و
( 7 ) - هر چهار نسخه غالبا ( گزاردن ) را در اكثر صفحات ( گذاردن ) نوشتهاند ولى ما در متن اصلاح كردهايم
( 8 ) - چپ : به شرطى كه
( 9 ) - چپ : شهرت نكنى كه آفت است
( 10 ) - بر : و نام خود را در قبالهها منويس
( 11 ) - مى : و در
( 12 ) - مى :
ضمان كسى ، چپ : كسى مشو
( 13 ) - مى : خانقاه منشين و خانقاه بنا مكن
( 14 ) - چپ :
( و در وقت ) ندارد
( 15 ) - مى : از شر مىگريزند
( 16 ) - در حاشيه ( بر ) با خطى غير از خط اصلى نوشته ( حال خود با كس مگو )