حال روزگار ايشان به نزديك همه خلق مقبول و محبوب بوده « 1 » بعد از آن « 2 » خواجه - يوسف همدانى قدس سره ببخارا آمدند « 3 » و خواجه عبد الخالق صحبت ايشان را دريافتند و معلوم كردند « 4 » كه ايشان را هم « 5 » ذكر دل مىبوده است . در صحبت ايشان مىبودند « 6 » تا مدتى كه خواجه يوسف در بخارا بودند . « 7 » گفتند « 8 » كه خواجه خضر عليه السلام پير « 9 » سبق ايشانند و خواجه يوسف قدس سره پير « 10 » صحبت و اگرچه طريق خواجه يوسف و مشايخ ايشان قدس الله ارواحهم ذكر علانيه بوده است ليكن چون حضرت خواجه عبد الخالق قدس سره « 11 » از حضرت خواجه « 12 » خضر عليه السلام تلقين ذكر خفيه گرفته « 13 » بودند و به آن مأمور شده ، خواجه يوسف آن را تغيير ندادهاند و فرمودهاند بر وجهى كه از ايشان مأمور شدهايد مشغول باشيد و در بعضى از تحريرات « 14 » حضرت خواجه - عبد الخالق قدس سره مذكور است كه فرموده بيست و دوساله بودم كه خواجه زنده دلان حضرت خضر عليه السلام مرا به حضرت شيخ بزرگ ربانى خواجه يوسف همدانى قدس سره « 15 » سپردند و به تربيت من وصيت كردند و تا ايشان در ماوراءالنّهر بودند من در خدمت و ملازمت بودم و از ايشان « 16 » استفاضه مىنمودم بعد از آنكه خواجه يوسف به خراسان آمدند « 17 » حضرت خواجه عبد الخالق قدس سره به رياضت مشغول شدند و احوال خود را پوشيده مىداشتند و ولايت ايشان چنان شد كه در يكوقت نماز به كعبه « 18 » مىرفتند و مىآمدند و در ولايت شام ايشان را مريد « 19 » بسيار پديد آمد : خانقاه و آستانه
هامش
( 1 ) - مى ، چپ : بودهاند
( 2 ) - چپ : حضرت خواجه
( 3 ) - مى : آمدهاند
( 4 ) - مى :
كردهاند
( 5 ) - بر : ايشان را نيز
( 6 ) - مى : مىبودهاند
( 7 ) - مى ، مج : بودهاند
( 8 ) - مى ، چپ : گفتهاند مج : ( گفتند ) ندارد
( 9 ) - مج : سر سبق
( 10 ) - مج : سر صحبت ، چپ : بر صحبت
( 11 ) - مى : قدس الله تعالى سره
( 12 ) - چپ : حضرت خضر
( 13 ) - مى :
گرفته بودهاند
( 14 ) - مج : ( حضرت ) ندارد ، مى : از تحريرات خواجه مذكور است
( 15 ) - مى ، مج : قدس الله تعالى سره
( 16 ) - مى : استفاده و استفاضه مىكردند ، مج ؛ چپ : استفاده و استفاضه مىنمودم
( 17 ) - مى : آمدهاند
( 18 ) - مى : به كعبه مبارك مىرفتهاند
( 19 ) - چپ :
مريدان .