طريقت خادم شيخ ، وقتىكه ما از سفر خراسان مراجعت كرديم و در تاشكند اقامت نموديم وى براى ما بسيار مىآمد بعضى « 1 » از اعزه اصحاب مىگفتند كه روزى كمال شيخ نزد حضرت ايشان « 2 » آمده بودند « 3 » فرمودند كه براى ما ذكر اره گوى ، و ذكر اره « 4 » نوع ذكريست در سلسله مشايخ ترك كه در وقت ذكر گفتن آوازى مثل آواز اره دوسر از حنجره ذاكر بيرون مىآيد ، كمال شيخ در نظر حضرت ايشان به قوت هرچه تمامتر هفت هشت بار ذكر اره گفت . حضرت ايشان فرمودند « 5 » بس كنيد كه دل ما درد گرفت و بعضى اصحاب مىگفتند كه فرمودند بس كنيد كه از عرش تا فرش سوخته شد ، لحظه تأمل كردند آنگاه فرمودند در آن فكرم كه اگر منكرى گويد كه اين چه نوع ذكر گفتن است كسى در جواب وى چه گويد ، پس اين بيت خواندند كه « 6 »
مرغان چمن بهر صباحى * خوانند تو را به اصطلاحى
خادم شيخ
: رحمه الله از اجله اصحاب مودود شيخ بوده و در مبادى ظهور حضرت ايشان « 7 » در ماوراءالنّهر و ولايت شاش مرشد و مقتداى جمعى كثير بوده و به حضرت ايشان ملاقات مىداشته شيخ جمال الدين بخارى رحمه الله تعالى « 8 » كه خليفه و قائممقام خادم شيخ بوده « 9 » بهرات آمده بود و بر سر مزار حضرت مولانا سعد الدين « 10 » قدس سره با جمعى كثير از مريدان اقامت نموده و هم آنجا وفات يافت و قبر وى بر تخت مزار است . اين فقير در ملازمت مخدومى ، استادى مولانا رضى الدين عبد الغفور عليه الرحمه و الغفران گاهگاه بصحبت وى مىرفت و وى از شيخ خود نقلها مىكرد و
هامش
( 1 ) - بر : از بعضى اعزه اصحاب
( 2 ) - چپ : ( حضرت ) ندارد
( 3 ) - مى ، مج : آمده بود
( 4 ) - مج : ( و ذكر اره ) ندارد
( 5 ) - مى : چپ : فرمودند كه
( 6 ) - مى : خواندهاند كه ، مج : خواند كه شعر . چپ : خواندند بيت .
( 7 ) - چپ : ايشان ، در ولايت شاشيلكه در ماوراءالنّهر مرشد
( 8 ) - مج ، چپ : ( تعالى ) ندارد
( 9 ) - مج ، چپ : بود از آنجا بهرات آمد
( 10 ) - مج ، چپ : سعد الدين كاشغرى ، مى . از عبارت ( سعد الدين تا عبارت در ملازمت مخدومى استادى مولانا ) افتاده است