تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
از سجده‌هاى مريدان اسماعيل‌اتا « 1 » بوى مذاق « 2 » مىآيد ،

اسحاق خواجه

: رحمه اللّه « 3 » فرزند اسماعيل‌اتا بوده است ، صاحب صفاى وقت و احوال بزرگ بوده و در نواحى اسپيجاب مىنشسته و آن قصبه‌اى است ميان تاشكند و سيرام ، شيخ عبد اللّه خجندى عليه‌الرحمه كه از « 4 » اصحاب حضرت خواجه بهاء الدين قدس الله تعالى « 5 » سره بوده ، مىفرموده « 6 » كه پيش از آنكه بشرف صحبت حضرت خواجه مشرف شوم به چندين سال مرا جذبه قوى رسيده بود به مزار « 7 » خواجه محمد على « 8 » حكيم ترمدى قدس سره « 9 » رفتم از ايشان اشارت رسيد كه بازگرد كه مقصود تو بعد از 12 سال ديگر در بخارا حاصل خواهد شد و آن موقوف بظهور حضرت « 10 » خواجه بهاء الدين نقشبند است ، « 11 » خاطر من فىالجمله آرامى گرفت بجانب خجند مراجعت كردم « 12 » ، روزى در بازار مىگذشتم ، دو ترك ديدم كه بر در مسجد « 13 » نشسته بودند و باهم سخنان مىگفتند و مىگريستند ، گوش فراداشتم از اين طريق مىگفتند مرا به صحبت ايشان ميل خاطرى شد « 14 » به ايشان نيازمندى كردم و مقدار « 15 » طعام و ميوه پيش آوردند باهم گفتند كه اين درويش طالب مىنمايد لايق آنست كه در خدمت سلطان‌زادهء ما خواجه اسحاق باشد چون از ايشان اين سخن شنيدم « 16 » باز داعيه من در طلب ، قوت گرفت تفحص كردم گفتند ايشان در اسپيجاب مىباشند ، بصحبت « 17 » ايشان رفتم و اظهار طلب كردم اما از واقعه ترمد هيچ نگفتم و چند روز در خدمت ايشان بودم و ايشان لطف بسيار نمودند ، روزى فرزند ايشان كه جوانى بود به‌غايت رشيد و آثار قبول از ناصيه وى ظاهر بود بوالد « 18 »
هامش
( 1 ) - بر : مريدان اتا ( 2 ) - مج : مراق ( 3 ) - مى ، مج : رحمه اللّه عليه ( 4 ) - مج : از كبار اصحاب ( 5 ) - مى ، چپ : قدس سره ( 6 ) - مى : فرموده ( 7 ) - مى : حضرت خواجه ( 8 ) - چپ : محمد بن على ( 9 ) - مى : رحمه الله تعالى ( 10 ) - مج ، چپ : ( حضرت ) ندارد ( 11 ) - مج : كه خاطر ( 12 ) - مى : نمودم ( 13 ) - مى ، چپ : مسجدى ( 14 ) - مى ، مج : با ايشان ( 15 ) - مى ، چپ : و مقدارى ( 16 ) - مى ، مج : شنودم ( 17 ) - مى : به خدمت ايشان ( 18 ) - چپ ، مج : بوالد بزرگوار خود
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 28 | على بن حسين واعظ كاشفى