از سجدههاى مريدان اسماعيلاتا « 1 » بوى مذاق « 2 » مىآيد ،
اسحاق خواجه
: رحمه اللّه « 3 » فرزند اسماعيلاتا بوده است ، صاحب صفاى وقت و احوال بزرگ بوده و در نواحى اسپيجاب مىنشسته و آن قصبهاى است ميان تاشكند و سيرام ، شيخ عبد اللّه خجندى عليهالرحمه كه از « 4 » اصحاب حضرت خواجه بهاء الدين قدس الله تعالى « 5 » سره بوده ، مىفرموده « 6 » كه پيش از آنكه بشرف صحبت حضرت خواجه مشرف شوم به چندين سال مرا جذبه قوى رسيده بود به مزار « 7 » خواجه محمد على « 8 » حكيم ترمدى قدس سره « 9 » رفتم از ايشان اشارت رسيد كه بازگرد كه مقصود تو بعد از 12 سال ديگر در بخارا حاصل خواهد شد و آن موقوف بظهور حضرت « 10 » خواجه بهاء الدين نقشبند است ، « 11 » خاطر من فىالجمله آرامى گرفت بجانب خجند مراجعت كردم « 12 » ، روزى در بازار مىگذشتم ، دو ترك ديدم كه بر در مسجد « 13 » نشسته بودند و باهم سخنان مىگفتند و مىگريستند ، گوش فراداشتم از اين طريق مىگفتند مرا به صحبت ايشان ميل خاطرى شد « 14 » به ايشان نيازمندى كردم و مقدار « 15 » طعام و ميوه پيش آوردند باهم گفتند كه اين درويش طالب مىنمايد لايق آنست كه در خدمت سلطانزادهء ما خواجه اسحاق باشد چون از ايشان اين سخن شنيدم « 16 » باز داعيه من در طلب ، قوت گرفت تفحص كردم گفتند ايشان در اسپيجاب مىباشند ، بصحبت « 17 » ايشان رفتم و اظهار طلب كردم اما از واقعه ترمد هيچ نگفتم و چند روز در خدمت ايشان بودم و ايشان لطف بسيار نمودند ، روزى فرزند ايشان كه جوانى بود بهغايت رشيد و آثار قبول از ناصيه وى ظاهر بود بوالد « 18 »
هامش
( 1 ) - بر : مريدان اتا
( 2 ) - مج : مراق
( 3 ) - مى ، مج : رحمه اللّه عليه
( 4 ) - مج :
از كبار اصحاب
( 5 ) - مى ، چپ : قدس سره
( 6 ) - مى : فرموده
( 7 ) - مى : حضرت خواجه
( 8 ) - چپ : محمد بن على
( 9 ) - مى : رحمه الله تعالى
( 10 ) - مج ، چپ : ( حضرت ) ندارد
( 11 ) - مج : كه خاطر
( 12 ) - مى : نمودم
( 13 ) - مى ، چپ : مسجدى
( 14 ) - مى ، مج :
با ايشان
( 15 ) - مى ، چپ : و مقدارى
( 16 ) - مى ، مج : شنودم
( 17 ) - مى : به خدمت ايشان
( 18 ) - چپ ، مج : بوالد بزرگوار خود