فوائد باز مىگفت كه بعضى از آن « 1 » در ضمن پنج رشحه مذكور مىشود .
[ رشحه درباره فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ
]
رشحه : شيخ جمال الدين « 2 » مىگفت كه شيخ ما ، خادم شيخ در آيه :
فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ
مىگفتند « 3 » كه جمعى هستند كه از ذكر گفتن قساوت قلب حاصل مىكنند كه آن را بىادبانه مىگويند از سر غفلت و مقتضاى طبع و نفس ، پس مىشايد كه من ذكر الله اشارت به آن « 4 » باشد اگرچه مفسران غفل من ذكر الله تفسير كردهاند .
[ رشحه در بهره راز عبور بر مراتب ]
رشحه : وى مىگفت كه شيخ ما فرمودند كه « 5 » حضورى كه سالكان را در نهايت ذكر و عبور بر مراتب آن مىباشد ، مىتواند بود كه پيش از آن نيز دست دهد ليكن آن حضور را بقا نمىباشد و بهواسطه كشاكش طبيعت زود زائل مىشود ، اما اگر عبور بر مراتب ذكر كه عبارت از مشاهده بعضى انوار و كشوفست كرده باشد آن مراتب چون اجسام لطيفه « 6 » بجاى طبيعت مىنشيند « 7 » و سالك از مقتضيات « 8 » طبيعت و پريشانى خواطر « 9 » خلاص مىيابد « 10 » .
[ رشحه درباره دليل بر صحت حالى كه وارد مىشود ]
رشحه : و هم وى مىگفت كه شيخ ما مىگفتند دليل بر صحت حالى كه وارد مىشود آنست كه در وقت ورود وى « 11 » فنايى و نيستى در « 12 » نهاد سالك پيدا مىشود و كلفت اعمال برمىخيزد بشريعت ميلى و محبتى تازه حاصل « 13 » مىگردد كه به احكام شرعى از روى ذوق و بهجت بىكلفت و كسالت قيام مىنمايد .
[ رشحه افادات يكى از علماء رسوم ]
رشحه : و هم وى مىگفت كه يكى از علماء رسوم نزد شيخ ما آمده بود مىگفت حال اهل رقص و سماع از دو بيرون نيست ، در آن وقت شعور دارند يا ندارند اگر
هامش
( 1 ) - بر : از آن اينست كه در
( 2 ) - مى : جمال الدين عليهالرحمه
( 3 ) - مى : از جمله ( مىگفتند ) تا عبارت پس مىشايد كه من ذكر الله ) افتاده است
( 4 ) - مج : به آن بود
( 5 ) - مى :
مىفرمودند
( 6 ) - مى : لطيف
( 7 ) - مى : دانستند
( 8 ) - مى ، چپ : مقتضاى
( 9 ) - مى ، چپ : خاطر
( 10 ) - مج ، : خلاص مىشود
( 11 ) - مى ، چپ : در وقت ورود فنا و نيستى ، مج : در وقت ورود فنايى و نيستى
( 12 ) - بر : در نفس و نهاد
( 13 ) - مج : تازه پيدا مىشود كه .