تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة مقدمه مصحح 135

مساهمون:

صمقدمه مصحح ١٣٥
اين عبارتها و نظير آنها همه از نمونه‌هاى خوب و فصيح نثر رشحات است كه در نفحات الانس و مشابه آن ديده نمىشود . 26 - اسم مصدر : از صفت عربى با الحاق ( ى ) مصدرى يا ( ى ) اسمى به آخر آن ، اسم معنى يا اسم مصدر ساخته است مثل : واعظى ، شيخى ، ترجمانى ، مهجورى و جز آن . وى را در مقصوره مسجد جامع هرات به واعظى نصب كرده بودند . ص 179 از بس مشغولى داشتند گوئيا عين اين نسبت شده بودند . ص 122 اگر ما شيخى مىكرديم در اين روزگار هيچ شيخى يافت نمىشد . ص 531 خواجه عبد الخالق غجدوانى فرموده‌اند : در شيخى را بند ، در يارى را گشاى ، در خلوت را بند ، در صحبت را گشاى - از مجاورت آن كعبه عزّ و اقبال محرومى روى نمود ص 8 مولانا سيف الدين به داغ مردودى متسم شد . ص 136 27 - قيود و صفات و متمم فعل بعد از فعل : در اين متن بخصوص آن قسمت از نثر كتاب كه مربوط است به نقل قول مشايخ بزرگ و شرح حال و تفسير احاديث و بيان عقايد اين طايفه ، در برخى از جمله‌ها قيود و صفات و گاهى مفعول و متمم فعل را بعد از فعل مىآورد كه موجب روانى و سادگى كلام است و سخن را به زبان محاوره و تخاطب نزديك مىكند . خواجه بهاء الدين است كه بار ديگر به دنيا بازآمد ، با هزار كمال زياده ص 127 خواجه غريب را چهار خليفه بوده است كه مذكور مىشود ، همه سالك رشاد و صاحب دعوت ارشاد . ص 55 ايشان را دو فرزند بزرگوار بوده است ، هر دو عالم و عامل و عارف و كامل ص 72 نظر بر قدم ، اشارت بسرعت سير سالك بود : در قطع مسافات هستى و طى