اگر اين مرده را قطع مىكنند ( بكنند ) من مىميرم و اگر قطع نمىكنند ( نكنند ) مرا مردهكشى مىبايد كرد . ص 455
فرمودند اگر شما مىگريزيد ، همه اهل سمرقند به اسيرى مىافتند . ص 528
با خود گفتم اگر يك قدم ديگر پيش مىنهى ، ازار نيز مىرود . ص 224
اگر بيش ازين به سفر سعى مىكنم ، بيم هلاك است . ص 629
اين باركش بر سر نهيد و در كوچهها و بازارهاى بخارا مىگرديد و سيب مىفروشيد ص 141 ( بگرديد ، بفروشيد ) .
شنيدم كه مىفرمايند : عبد الاول ! به فراغت مىخسب كه همه كارها به تمام كفايت شده است . ص 604
( امر مستمر بجاى امر ) .
30 - در فعل پيشوندى : چون درآمدن ، ( مى ) علامت اخبارى و ( م ) علامت امر منفى را پيش از پيشوند به كار برده است مثل مدراى .
وقتى مؤذن بانك نماز مىدادند باز به مسجد مىدرآمدند . ص 114
گفتند خيز و ديگر برين صفت پيش من مدراى . ص 331
مرا گفتند در اين راه چون مى درآئى . ص 459
7 - شعر در رشحات :
در متن رشحات چون ديگر كتب صوفيه مانند مرصاد العباد و اسرار التوحيد و نفحات الانس مقدارى شعر فارسى وجود دارد كه به نسبت حجم كتاب چندان نيست و مؤلف كتاب نيز در نقل اين اشعار توجهى بالفاظ خوب و معانى رنگين نداشته بلكه براى اداى مطلبى و يا اثبات منظورى چند بيتى نقل كرده يا بدانها تمثل جسته است و گاهى نيز در سوق سخن باقتضاى حال و مقام اشعارى از خود و يا از يكى از مشايخ آورده است و در نتيجه اشعارى كه