زبان مبارك ايشان گذشته . ص 101
حضرت ايشان را از سه و چهار سالگى باز ، نسبت آگاهى بجناب حق سبحانه حاصل بوده است . ص 391
24 - تصغير : به روش قدما گاهى كلماتى را با ( ك ) تصغير كوچك مىكند كه چندان ضرور نيست و تناسبى ندارد آن هم بعد از ( ى ) مصدرى :
گفتم فقيرىام از خادمان مولانا سعد الدين كاشغرى و مكتبدار يكى مىكنم فرمودند كه مكتبدار يك مگو و به تصغير نام مبر كه مكتبدارى كارى بزرگ است . ص 307
جوانى غنيمت است چند روزى رياضتكى بر خود مىبايد نهاد و كنجكى مىبايد نشست . ص 269
پرسيدند كه براى ياران چه خواهيد پخت ، شيخ محمد گفت : مرغكى و كرنجكى در خاطر دارم . ص 501
25 - قيد حالت : قيد حالت يا صفت فاعلى حاليه ، مثل : خندان ، گريان ، لرزان در اين متن همواره تكرار مىشود : گريانگريان ، خندانخندان ، گويانگويان و اين تكرار بر لطف كلام افزوده است .
گريانگريان حال خود بازگفته وى را شفيع آورده . ص 29
سوار شدم و تازانتازان روان شدم . ص 585
التفات حضرت ايشان كمند جذبى در گردن جان من افكنده ، كشانكشان بجانب خود مىدوانيد . ص 585
به سخن درآمدند و گويانگويان گرم شدند . ص 615
گريانگريان از در ، درآمد كه پسر اسد جويبان مرا ايذاى بسيار كرد . ص 540
در راه ، زمانزمان توقف مىنمودند و لحظهلحظه مكث مىفرمودند . ص 656
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة مقدمه مصحح 134
مساهمون: على بن حسين واعظ كاشفى
صمقدمه مصحح ١٣٤