مرا به تمام از من ربودند ، چنانچه ندانستم كه بچه كيفيت نشستم .
چنانچه هشتاد گوسفند به جهت بريان تنها كشته بودند . ص 610
21 - گنجائى : استعمال كردن اسم مصدر گنجائى بجاى گنجايش :
به حق سبحانه اتصالى و ارتباطى حاصل بود بر سبيل دوام كه در آن هيچ چيز گنجائى نداشت . ص 443
اما در قوت مدركه ، كه مسمى بالقلب است همه چيز را گنجائى بود از مصالح دنيا و محاربه اعداء ص 443
دل او را به مذكور ارتباط وجهى شده كه غير مذكور در دل و انديشه او گنجائى ندارد . ص
22 - ب بجاى با : غالبا در مواردى كه بايد ( باى معيت ) آورده شود ( ب ) استعمال مىكند .
جمعى از تركان ولايتكش كه مريد شيخزاده بودند بمولانا شيخ محمد در مقام خصومت شدهاند . ص 542
بعد از وضوء كامل و بادب تمام پيش ايشان بنشست .
بيائيد تا بهم طعام خوريم - ديدهاند كه بهپاى برهنه پشته خار درهم مىكشند .
باضطراب از جاى جستم - بهم جمله به حجره آمديم ص 180
مرا بدرويش چندان آشنائى نبود . ص 180
از اينگونه جملهها كه بجاى ( با ) ، ( ب ) را به كار برده فراوان است .
23 - باز : باز بمعنى قيد مدت ( قيد بيان مدت ) به روش قدماء استعمال كرده است و بسيار مطلوب افتاده است .
از خردسالى باز ، طريقه من چنين افتاده است ص 182 از روزباز ، كه اين لفظ بر
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة مقدمه مصحح 133
مساهمون: على بن حسين واعظ كاشفى
صمقدمه مصحح ١٣٣