عقبات خودپرستى ص 40
بدر خانه ايشان آمدم ، در نهايت ملالت و خجالت
طريقه پسنديده داشت ، در تربيت مريدان و دعوت خلق به حق سبحانه
روزى حضرت ايشان در دهى بودند ، در خرگاهى نشسته
از اينگونه جملهها كه موجب پرمايگى و زيبائى نثر است به تقريب در اين متن فراوان ديده مىشود .
28 - ( ى ) تمنا و آرزو ، ( ى ) شرطيه : در موارد تمنى و آرزو به روش نويسندگان قديم ( ى ) را در آخر فعلى كه در مقام حسرت و آرزو استعمال مىشود ، به كار مىبرد و همچنانكه بعد از ادات شرط نيز غالبا ( ى ) شرطيه مىآورد .
1 - تمنا و آرزو :
چه بودى اگر حكيم ، سياهجرده نبودى ص 22
در خاطر همه افتاده كه ، چه سعادتى بودى اگر حضرت ايشان در اين محل ، در اين منزل تشريف داشتندى . ص 650
اين تمنى بر دل مىگذشت كه كاشكى حضرت ايشان را با سلاطين و حكام اختلاط و آميزش نبودى و در زاويهاى وطن ساختندى تا به از اين به حال طالبان پرداختندى . ص 596
2 - شرط و جزا :
اگر او نيز حقيقت را بشناختى ، آن انا گفتن از وى مقبول بودى ص 321 اگر قابليت وى بيشتر نبودى متصرف ممالك نشدى ص 217
اگر فرضا ده بار درآمدندى ، هربار به صورت ديگر برآمدندى . ص 576
29 - مضارع اخبارى بجاى التزامى : گاهى مضارع اخبارى را بجاى مضارع التزامى به كار برده است مثال :
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة مقدمه مصحح 136
مساهمون: على بن حسين واعظ كاشفى
صمقدمه مصحح ١٣٦