نقل شده جز آثار متقدمان و چند غزل از مولانا جامى ، بقيه اشعار از حيث لفظ و معنى چندان قابل توجه نيست .
بطور كلى نقل شعر فارسى در رشحات به چند گونه است :
الف - اشعارى كه اثر طبع مؤلف كتاب است و آن عبارت از دو قصيده است در مدح طريقه نقشبنديه و گريز به ستايش و منقبت خواجه عبيد اللّه احرار و يك رباعى در ماده تاريخ اتمام كتاب رشحات ، قصايدى كه مؤلف ساخته است روىهمرفته از حد متوسط نيز پائينتر است با توجه به اين نكته كه اصولا شعر فارسى هم در قرن نهم مانند نثر دچار انحطاط شده بود لذا اين قصايد نه از حيث جمال اسلوب مطلوب نظر است و نه از لحاظ كمال معنى درخور توجه ، مطالب و مضامين آن نه عمقى دارد و نه فكر تازهاى ، بلكه مقدارى مضامين عادى پيشپاافتاده با برخى اصطلاحات عرفانى بهم آميخته در قالب الفاظى سست و نامنسجم برشته نظم كشيده است :
يكى بمطلع اين است :
يار برداشت پرده از رخسار * اين تمشون يا اولى الابصار
كه داراى هيجده بيت است نظير هم :
گاه مستور در پس پرده * گاه مشهور بر سر بازار
مشتى الفاظ ميانتهى و خالى از هرگونه شور و احساس و حال عرفانى . ص 485
قصيده دوم كه در پايان كتاب درج شده به اين مطلع و شامل پنجاه بيت است :
نقشبنديه عجب طايفه پركارند * كه چو پرگار در اين دايره سر بر كارند
كه حسن مطلع اين قصيده گويا در همان جناس خط و جناس لفظى است كه ميان پركار و پرگار و بركار وجود دارد ، در اين قصيده پنجاه بيتى كه