تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة مقدمه مصحح 132

مساهمون:

صمقدمه مصحح ١٣٢
مىگفته‌اند مرا جزم شده است كه خان ( خان اوزبك ) مايان را مىكشند . ص 588 . . . . و مايان در هفدهم مىرويم . ص 590 ايشان را نيز حكم كشتن بود اما ، مايان نخواستيم كه چراغ اين عزيز كشته مىشد . ص 590 19 - همچنين و همچنان : در اين متن همچنين و همچنان را بجاى اين‌چنين و اين طور استعمال كرده مولانا سيف الدين بالاخانه گفته ، آرى همچنين است . فرمودند تو دو كس مرا كشته‌اى كه در همه روى زمين سيم خود نداشتند تو ، همچنين دو كس مرا كشته‌اى . ص 614 همانا مقصود ايشان بود كه مرا معلوم شود كه همچنين مردم در گرد ايشان مىباشند و همچنين مشغوليها مىدارند . و نيز در يك جا ( اين‌چنين ) را جمع بسته و جمله را به محاوره نزديك كرده است : ايشان مىگفته‌اند كه چرا اين‌چنين‌ها مىگوييد و بخاطر مىآوريد ما ، شمايان را به شهر مىبريم . ص 590 20 - چنانچه بجاى چنان كه : به كار بردن چنانچه بجاى چنان كه و نيز استعمال اگر چنانچه كه در نثر قديم كمتر مورد استعمال داشته است . « 1 » حزن قوى فروگرفت چنانچه بىطاقت شدم . ص 224 بند گران از آهن بر پاى من پيدا شد چنانچه قدم به دشوارى برمىداشتم ، ص 223
هامش
( 1 ) - مرحوم بهار مىنويسند : بين چنان كه و چنانچه فرقى نيست و هر دو را در مورد شرط و تشبيه بيانى و مانند آنها ذكر كنند در هر صورت در كتاب كشف المحجوب و تذكرة الاولياء و نفحات الانس اثرى از حرف ربط مركب چنانچه نيست .