مجاز ، دل گويند .
در صورت مرجان كه افق معادن است تجلى كند ، وى اقرب معادن است به مرتبه نبات كه در وى نشئت و نمو هست .
در يك مورد بر خلاف قياس ، ضمير منفصل مفرد ( وى ) ، مضاف و موصوف واقع شده است . ص 602
شايد بعضى مردم اعتراض كنند كه وى عامى را پيش روى دانشمندى دفن مىكنند .
13 - براى احترام فاعل - براى فاعل مفرد از نظر احترام به شخصيت و بزرگداشت او ، فعل را جمع آورده است و اين رويه در سراسر كتاب نسبت به مشايخ بزرگ و حتى برخى از ياران و اصحاب خواجه نيز مطرد است .
. . . حضرت ايشان فرمودند كه خدمت نظام الدين در تاشگند در منزل ما مهمان بودند و ما مقدم ايشان را مغتنم دانسته در خدمت ايشان بوديم .
خواجه علاء الدين عطار در اصل از خوارزم بودهاند .
حضرت خواجه بهاء الدين قدس الله تعالى سره در مجلس تعزيه حاضر بودند .
مولانا شيخزاده از كبار اصحاب حضرت ايشاناند . خدمت مولانا كه شب به منزل مىروند .
14 - عنوان : در اين متن در مورد خطاب و عنوان ، براى قطب و پيشواى بزرگ و مشايخ درجه اول كلمه ( حضرت ) و براى ساير مشايخ ( خدمت مولانا ) به كار برده شده و خدمت نظير كلمه ( جناب ) است و نيز در اين كتاب هرجا عبارت ( خواجه بزرگ يا حضرت خواجه بزرگ ) بطور اطلاق ديده مىشود ، مقصود خواجه بهاء الدين محمد نقشبند بخارى و ( حضرت ايشان ) منظور خواجه عبيد الله احرار و ( حضرت مخدوم ، مقصود مولانا عبد الرحمن جامى است .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة مقدمه مصحح 130
مساهمون: على بن حسين واعظ كاشفى
صمقدمه مصحح ١٣٠