ذيل عناوين مذكور نوشته مىشود سخنانى است كه از زبان مشايخ استماع و نقل شده كه تا حدى اسلوب و شكلبندى گذشته را حفظ كردهاند باشند و نيز كلمات و جملاتى كه در مجالس وعظ و تذكير از زبان مشايخ جارى مىشود عادة نثر زبان محاوره است بىآنكه چندان تحت تأثير اسلوب نگارش زمان خود قرار گرفته باشند و نوشته نويسندگان صوفيه نيز كمابيش چنين است .
اكنون با توجه به توضيحاتى كه داده شد ، اينك سبك و اسلوب نگارش اين كتاب را از جهات مختلفه مورد بحث و تجزيه و تحليل قرار مىدهيم .
5 - رشحات عين الحيات و نفحات الانس جامى
: قبل از اينكه در مختصات نثر كتاب رشحات وارد بحث بشويم لازم است گفته شود كه هنگام طرح شالوده كتاب ، مؤلف به كتاب نفحات الانس مولانا جامى « 1 » نظر داشته و مقدارى از مطالب آن را نيز در تضاعيف كتاب خويش عينا « 2 » نقل كرده است و نيز شيوه و
هامش
- عزيزان موقوف برآنست هم به عبارت شريفه اين طايفه . . . شرح مىيابد . ثالثا در صفحه 10 :
جامع اين كتاب را در اين گفتگو مدخلى به غير از نقل شمايل و فضائل اهل حقايق و معانى نيست . رابعا در صفحه 361 : لاجرم آن چند نقل مسموع را هم به عبارتى كه آن عزيزان آورده بودند ايراد نمود تا به حكمإِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِهابىشايبه خيانت از عهده اداى امانت بيرون آمده باشد .
( 1 ) - كتاب نفحات الانس را مولانا عبد الرحمن جامى در سال 883 هجرى يعنى 26 سال قبل از تأليف رشحات برشته تحرير كشيده است .
( 2 ) - در چند مورد در ذيل عنوان ( حضرت مخدوم در نفحات الانس آوردهاند ) مقدارى از عين عبارات كتاب را نقل كرده است و در چند مورد ديگر بىآنكه نامى برده باشد از كتاب نفحات الانس در ضمن نوشتههاى خود وارد كرده است .