تذكير است . در اين كتاب مىتوان يافت و ما اين تحولات را بطور اختصار بررسى مىكنيم و خصوصيتهاى آن را نشان مىدهيم :
1 - فعل : چنان كه مىدانيم از مختصات نثر فارسى در عصر سامانيان ( 300 - 450 ) ايجاز و اختصار و كوتاهى جملهها و تكرار فعلها است و افعالى كه در جملهها به كار مىرفت غالبا فعلهاى بسيط و يا فعلهاى پيشوندى و يا احيانا افعال مركب بود ولى در ادوار بعد كه سيل لغات و تركيبات عربى سد سنتها درهم شكست و ركن اصلى سخن بر لفظ و تكلفات لفظى استوار گشت ، ايجاز و اختصار و تكرار از عيوب كلام بشمار مىآمد و براى رفع تكرار و آرايش كلام به تبديل الفاظ و آوردن مجازات و مترادفات لفظى و جملهاى ، متوسل شدند و در نتيجه افعال معين و افعال مركب با معانى مجازى رايج گشت و در مقابل به مرور زمان بيشتر معانى اصلى افعال بسيط و پيشوندها كه هريك به جاى خود معنى خاصى داشت فراموش شد و يا رو به تقليل نهاد و اين دگرگونيها از قرن هشتم به بعد رو به فزونى گذاشت و استعمال فعلهاى مركب و ساختگى كه غالبا يك جزء آن عربى است بر ديگر اقسام فعلهاى اصيل فارسى غلبه كرد و همه اين دگرگونيها كه گفتيم در اين متن ديده مىشود و ما اينك نمونههائى از آنها را بدست مىدهم :
مقايسه نثر تذكرة الاولياء و رشحات :
صفحه 69 رشحات :
1 - فعلهاى بسيط و ساده : گذشتن - دانستن - فرمودن - زدن ، پرسيدن ، رسيدن ، نگريستن ساختن - 8
2 - فعلهاى پيشوندى : درآمدن ، برخاستن - 2
3 - فعلهاى مركب با دو جزء فارسى : بند كردن ، تاخت آوردن ، بيرون آمدن ،