نوشته شده كه تنها نثر فارسى در سراشيب انحطاط و تباهى افتاده و اثرى از آثار نثرهاى زيبا و منسجم و استوار و شيواى قرن پنجم و ششم نيست و بجاى روانى انشاء و سلامت كلام و ايجاد لفظ و اشباع معنى ، به لفاظى و صورتسازى پرداختهاند بلكه اين انحطاط و تباهى در مضامين و مطالب كتابهاى اين عهد حتى در فن تاريخنويسى كه از بعد از استيلاى مغول رواج كامل يافته و در اين عصر هم خيلى مورد توجه امير تيمور و فرزندانش بود ، راه يافته است و اغلب نويسندگان و مورخان بجاى دقت و ممارست در صحت مطالب و مراجعه بمآخذ صحيح و بجاى تحقيق و تتبع در اصالت اسناد و مدارك ، وقت خود را صرف مداحى و جعل عناوين و القاب دور و دراز كردهاند با وجود اين ، بايد گفت كه كتاب رشحات چون در شمار كتب صوفيه است چندان تحت تأثير اسلوب و شيوه نگارش عهد و عصر خود قرار نگرفته است زيرا نويسندگان متصوفه از عوامل ديگرى متأثر بودهاند كه از روش و اسلوب متداول عصر تا حدى جدا و ممتاز بوده است كه ما اجمالا به آن اشاره مىكنيم :
اولا : نويسندگان صوفيه در هر عصر و زمانى كه بودهاند براى طبقات ممتازه و رجال دولت كمتر سخن گفته و نوشتهاند زيرا همواره سروكارشان با مردم عادى و درويشان بوده و بيشتر در مدارس و مساجد و خانقاهها زندگى مىكردهاند ، لذا اگر كتاب نوشته يا مجلس گفتهاند ، چون روى سخن ايشان با عامه مردم بوده و مقصودشان نيز تربيت و ارشاد اين طبقه از مردم ، ناگزير در نوشتهها و گفتههاى خود جملههاى ساده و آسان به كار بردهاند و براى توضيح و بيان مطلب خويش و حسن تأثير كلام بجاى اقامه برهان و استدلال منطقى ، اغلب از حكايت و تمثيل استفاده كردهاند زيرا كه طبقات عامه به حكايت و امثال و حكم ساده ميل و گرايش بيشتر دارند و شرح و بيان مطلب در لباس حكايات و تفسير آيات قرآنى و احاديث
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة مقدمه مصحح 108
مساهمون: على بن حسين واعظ كاشفى
صمقدمه مصحح ١٠٨