تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة مقدمه مصحح 77

مساهمون:

صمقدمه مصحح ٧٧
خراسان گرديد و خواجه كلان نيز بعد از يكى دو ماه ديگر وارد هرات شد اين سفر روحانى رشته دوستى و الفت فى ما بين را محكم‌تر و استوارتر گردانيد و خواجه كلان همواره نسبت به مولانا فخر الدين على با نظر مهر و عطوفت مىنگريست تا بعد از پانزده سال يعنى در شعبان سال 904 او را به دامادى خويش برگزيد و بقول فخر الدين على او را به فرزندى برداشتند و به بندگى قبول كردند « 1 » . سفر دوم : سفر دوم مؤلف رشحات به ماوراءالنّهر براى تشرف به آستان خواجه عبيد الله احرار به تصريح خودش در تضاعيف كتاب در ماه ربيع الاول 893 هجرى يعنى تقريبا چهار سال بعد از سفر اول صورت گرفت و اين سفر مقارن است با مراجعت برق‌آساى خواجه محمد يحيى فرزند كهتر و سوگلى و محبوب خواجه احرار از نيمه راه سفر حجاز بسوى سمرقند . توضيح آنكه خواجه محمد يحيى فرزند كهتر و سوگلى خواجه عبيد الله كه از نظر پدر فوق‌العاده محبوب و عزيز و گرامى ولى از لحاظ خلق و خوى مردى بسيار حساس و زودرنج و عصبانى و آتشين‌مزاج بود ، در اثر رنجشى كه از ياران و اصحاب پدر حاصل كرده بود ، « 2 » ظاهرا به قصد سفر حجاز و حج بيت الله الحرام ولى باطنا به حالت قهر و تعرض ، بىاجازهء پدر راهى خراسان شد و از آنجا تا يزد پيش رفت و با اينكه خواجه ، قاصدى تيزتك به هرات نزد مولانا جامى فرستاد كه اگر تواند خواجه محمد يحيى را برگرداند اما مولانا به اين كار توفيق نيافت و قاصد را مأيوس برگردانيد ولى خواجه محمد
هامش
( 1 ) - رشحات ص 229 - 230 ( 2 ) - رشحات ص 583
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة مقدمه مصحح 77 | على بن حسين واعظ كاشفى