تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة مقدمه مصحح 75

مساهمون:

صمقدمه مصحح ٧٥
به ماوراءالنّهر و شهر سمرقند سفر كند ، چون اين موضوع را با مولانا جامى در ميان مىگذارد و اجازه مىخواهد ، جامى مىگويد « 1 » كه تو خردسالى و حضرت خواجه به‌غايت كلان‌سالند و حالا ديگر به طالبان و مستعدان كمتر مىپردازند ، مبادا در آنجا به روى و توجه و عنايتى نبينى و زود ملول شوى و اگر واقعا سر رفتن دارى بايد بمولانا قاسم « 2 » كه از خادمان قديم و از جمله مقبولان خواجه عبيد الله است رجوع كنى تا او تو را در اين مهم يارى و راهنمايى كند ازاين‌رو مولانا فخر الدين سفارش‌نامه‌اى بنام مولانا قاسم از جامى مىگيرد بدين مضمون : بعد از عرض نيازمندى و شكستگى معروض آنكه ، خدمت مولوى ، مولانا فخر الدين على را كه نسبت به فقيران التفات خاطر بسيار دارند و به آرزوى زمين‌بوسى ملازمان آستانه ولايت آشيانه توجه نموده است شك نيست كه به عين عنايت ملحوظ و بادراك اين امنيت محظوظ خواهد شد و السلام و الاكرام ، الفقير عبد الرحمن الجامى . سفر اول : مولانا فخر الدين پس از گرفتن سفارش‌نامه ، والدين و ديگر نزديكان خود را وداع گفت و همت خواست و بسوى ماوراءالنّهر روان شد و اين در اواخر ماه ذىقعده سال 889 هجرى بود . « 3 »
هامش
( 1 ) - رشحات ص 599 ( 2 ) - براى شرح حال مولانا قاسم كه از مريدان خاص خواجه احرار است به كتاب رشحات ص 597 رجوع شود . ( 3 ) - رشحات ص 7
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة مقدمه مصحح 75 | على بن حسين واعظ كاشفى